أین بقیة اللّه
.::متی ترانا و نراک::.
أین بقیة اللّه

سفره دار قدیمی دنیا

ای کریم شفیعه ی فردا

 گنبدت را نگاه می کرم

خوش به حال پر کبوترها

پیش تو بی اراده می گویم

السلام علیک یا زهرا

طعم سوهان شهر تو برده است

تلخی کام روزه دار مرا

 کار خورشید می کند آری

ذره ای را که می بری بالا

با همین شور و حال و تاب و تبم

راهی جاده ی سه شنبه شبم

سجده ها و قیام های منی

‌هدف احترام های منی

السلام علیک یا بانو

تو علیک السلام های منی

زینب دومی و بعد رضا

 عمه جان امام های منی

لحظه های خوش حرم رفتن

 استواری گام های منی

در دلم با تو درد و دل کردم

یکی از هم کلام های منی

 انعکاس جمالی زهرا

حضرت زینب امام رضا

[ ۱۳٩۱/٦/٢٧ ] [ ٩:۳۸ ‎ب.ظ ] [ امین ] [ نظرات () ]

مدینه، به یمن حضورت نورانی می‏شود و پنجره‏ها به شوق رویت، بازند. کوچه پس کوچه‏های مدینه، به عطر دل انگیزت معطّر می‏گردند و سروهای آزاد، به احترامت قیام می‏کنند.
آرام، آرام بر پهنه گیتی حضور پر ولایتت، شکوفه به بار می‏آورد و نغمه دل نواز بلبلان را به گوش می‏رساند.
آری! سخن از ولادت بانویی است که همچون زینب علیهاالسلام ، که برای قیام، قربانی دارد و خورشید عاشورا را با صبرش تعریف کرد، او نیز با قدم‏های پر حیاتش، به سرزمین کویری قم، حیات بخشید و در رگ ایرانیان، خون حمایت از ولایت را جاری ساخت.
برایتان از بانویی سخن می‏گویم که بارگاه زیباییش، پناهگاه دل‏های عاشقی است که در جمکران بیتوته می‏کنند و به نیابت از شیعه، در نتیجه شب‏های کویری قم، سر بر آستان حرم حضرت دوست می‏سایند و برای ظهور گل نرگس، دعا می‏کنند و از بانوی کرامت، برای شکوفه دادن درخت اجابت، استمداد می‏طلبند.
آری! از فاطمه سخن می‏گویم؛ فاطمه‏ای که برادرش رضا علیه‏السلام او را معصومه نامید.
معصومه علیهاالسلام ، تفسیر معصومیت است که روزگاری در مدینه طلوع کرد.
معصومه علیهاالسلام ، اقامت غربت است در روزگار غریب نگاه‏ها
معصومه علیهاالسلام ، تفسیر بلند تبعیت است از ولایت
معصومه علیهاالسلام ، نگاه سبزی است که از معصومیت سرچشمه می‏گیرد
معصومه علیهاالسلام ، روزگار دلدادگی است و از غربت به قربت رسیدن.
معصومه علیهاالسلام ، ترجمان بلند عاشوراست و قصه «با زینب هم سفر شدن»
معصومه علیهاالسلام ، فلسفه شیدائی است و غزل ماندن و بودن.
معصومه علیهاالسلام ، نگین ایران است که در قم می‏درخشد
معصومه علیهاالسلام ، ضریب بالای ارادت به ولایت است،
معصومه علیهاالسلام ، قصه بلند مدینه تا مشهد است
معصومه علیهاالسلام ، انتهای تبلور است.
معصومه علیهاالسلام ، سر سلسله تنهائی است و معصومه علیهاالسلام فانی فی اللّه است
و معصومه ... .

[ ۱۳٩۱/٦/٢٧ ] [ ٩:۱٥ ‎ب.ظ ] [ امین ] [ نظرات () ]

از کار غربتت گره‌ای وا نمی‌کند
این شهر ، با دل تو مدارا نمی‌کند
 
این شهر ، زخم بی‌کسی‌ات را...عزیز من
جز با دوای زهر مداوا نمی‌کند
 
این شهر ، در میان خودش جز همین بقیع
یک جای امن بهر تو پیدا نمی‌کند
 
اینجا اگر کسی به سوی خانه‌ات رود
در را به غیر ضرب لگد وا نمی‌کند
 
این شهر ، شهرِ شعله و هیزم به دستهاست
با آل فاطمه به جز این تا نمی‌کند
 
ابن ِربیع ِ پست چه آورده بر سرت؟
شرم و حیا ز سِنّ تو گویا نمی‌کند
 
بالای اسب در پیِ خود می‌کشاندت
رحمی به قامتِ خَمَت امّا نمی‌کند
 
تا می‌خوری زمین به تو لبخند می‌زند
اصلاً رعایت رَمَقت را نمی‌کند
 
زخم زبانش از لب شمشیر بدتر است
یک ذرّه احترام به زهرا نمی‌کند

[ ۱۳٩۱/٦/٢٢ ] [ ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ ] [ امین ] [ نظرات () ]

به یاد بحر حقایق، حضرت صادق(ع »

زبان رسای اسلام بود و مبین شریعت مصطفی(ص).

با سخنانی حکیمانه، منطقی استوار، علمی سرشار، برگزیده روزگاربه شمار می آمد و... بنده شایسته پروردگار.

در سالهای سیاهی که ابرهای سلطه امویان، آسمان جهان اسلام راتاریک کرده بود و در سالهایی تیره تر، که حکومت عباسیان،مسلمانان را به تیرگی نشانده بود.

او خورشید مدینه دین و دانش بود.

در میان این دو فصل سیاه و سرد و ابرآلود، چند صباحی که خورشیدوجودش از افق مکتب و مذهب تابید، اسلام و قرآن را جان بخشید.

او آبیاری نهال حق کرد تا این بذر ایمان پاگرفت و در افق اندیشه ها تابان شد.

دین به نام او زنده گشت.

درخت علم، در بوستان کلامش رویید و به برگ و بارنشست.

گلشن فضل، از چشمه دانش او سیراب شد.

کتاب فقه، با «الفبای صادقی » نگاشته گشت.

وقتی چشمه فضل و فقه و علم و کمال او می جوشید، حسودان و عنودان زبان به طعن می گشودند و تیغ دشمنی بر می کشیدند و پای خصومت پیش می گذاشتند.

ولی... کدام دانشور را می توان شناخت و نام برد که از گنج دانش حضرت صادق(ع) بهره نبرده باشد؟

و کدام معلم را می توان یافت که به اندازه او، تربیت یافته درمکتب عترت داشته باشد؟

حوزه های علمیه، نقش شاگردی او را به سردرهای خویش نوشته اند.

فقیهان دین مدار، خوشه چین حدیث و حکمت صادقی اند.

آن چهار هزار گوش حکمت نیوش، که از زبان این حجت خدا حدیث می شنیدند و آن چهار هزار زبان و قلم که به گفتن و نوشتن و ثبت و نشر حقایق دین از زبان او می پرداختند، هرکدام منشوری بودندکه آن نورهای تابان را در رواق اندیشه های بشری می تاباندند و آن معارف ناب و والا را از عرش بلند «علم لدنی » حضرتش، بر فرش کتابها و دفترها فرود می آوردند.

خوشا به حال آن چهار هزار حکمت آموز محضرش!

آنان، همچون نسیمی خوشبوی، از کوی معارف او گذشته، در پهنه قلمرو اسلام، جوهره دین را پخش می کردند و «قال الصادق » گویان،کام تشنگان معرفت را عطر آگین می ساختند.

عصری بود که بدعت گذاران و دین ستیزان، در قالبهای مختلف به تحریف چهره آیین محمدی(ص) می پرداختند.

امام صادق(ص) بود که خورشید گون می تابید و آن اوهام و خرافات وتحریفات را می زدود.

درود بر سلسله نورانی راویان احادیث،

آنان که حلقه ای از «تعبد» و «اطاعت » برگردن داشتند و برگرد«آل الله »، پروانه وار می چرخیدند و خوشه چین محضر آن انوارتابناک می شدند، تا جهان در ظلمت نماند و بشریت از این کوثر ناب و زلال، محروم نباشد.

ابان بن تغلب ها، هشام ها، مؤمن طاق ها، جمیل بن دراج ها،ابوبصیرها، زراره ها، سماعه ها، عمارساباطی ها، جابربن حیان ها،مفضل ها، صفوان ها و... صدها ستاره فروزان، هریک در فروغ گستری مکتب امام صادق(ع)، نقشی عظیم داشتند و حاملان و وارثان وراویان و ناشران آن علوم بودند.

سیراب شدگانی بودند از این زمزم جوشان!

باده نوشانی بودند از این ساغر کوثر گون!

آنان، کام دل را با حلاوت «مکتب عترت » آشنا ساخته بودند و ازپیشوایان دین، بویژه از صادق آل محمد، نه تنها علم، که عمل هم می آموختند و نه تنها دانش، که عصاره دین را از زبان اومی گرفتند.

امروز، بام و در کشورما، «صادقیه » است.

اینک، در کشور امام صادق(ع)، فرهنگ اهل بیت علیهم السلام ، ساری و جاری است.

امروز، هرجا که شیعه ای است، جعفری است.

و هرجا که حوزه ای است، صادقی است!...

[ ۱۳٩۱/٦/٢٢ ] [ ٩:٥٧ ‎ق.ظ ] [ امین ] [ نظرات () ]

امام جعفر صادق علیه السلام ، شیخ الائمه است، پیشوای صادقان، زبان برّان و راستین اسلام ؛ امامی که کار و تلاش و خدمات راستینش، او را در صف برجستگان تاریخ بشر قرار داده و اندیشه الهی اش، ریشه سوز اندیشه های خود ساخته و سبب نام گذاری مذهب شیعه، به مذهب جعفری است. او حقایقی را در جهان آن روز آشکار ساخت که بالاتر از مرز زمان آن دوران بود. فرهنگ و تمدن اسلامیِ دیروز و امروز، بدهکار خدمات امام صادق علیه السلام ، و ترقی و پیشرفت و بیداری مسلمانان، به ویژه در قرن های سوم و چهارم هجری قمری در گرو بیدارسازی آن امام است. آری، او پایه گذار فقه جعفری، روشنگر راستین و واقعی اسلام، و ششمین پیشوای به حق پس از رسول خداست.


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۱/٦/٢٢ ] [ ٩:٥٤ ‎ق.ظ ] [ امین ] [ نظرات () ]

طبیب و عالم فرزانه، حاج سید احمد علی خسروی که از دانشمندان روحانی و طبیبان مشهور دیار همدان، و علاوه بر علوم ظاهری، به کمالات اخلاقی و معارف باطنی نیز آراسته بود، در سال ۱۲۷۶ هـ.ش در همدان متولد شد و در ۱۰۵ سالگی ـ صبح روز پنجشنبه، ۲۰تیر ۱۳۸۱ ـ در همان شهر دار فانی را وداع گفت و در قطعه‌ی مخصوص روحانیون و علما در باغ بهشت همدان به خاک سپرده شد.

وی در اواخر حکومت رضاشاه و اوایل سلطنت پسرش محمدرضا پهلوی، با بهره‌گیری از روایات اسلامی و استخراج برخی مطالب به کمک علم جَفْر، آنها را در قالب اشعاری ریخته و اوضاع ایران را تا زمان ظهور امام مهدی (ع) پیش‌بینی کرده است: 
 

هم زاخبار و هم زصفحه‌ی جَفْر             وضع  ایران    نزار    می‌بینم

در    هزار   و   چهارصد   قمری           شورشی   آشکار    می‌بینم

از     علامات    حضرت    مهدی          پهلوی    بر  کنار      می‌بینم

دولتش چون که رفت، از پی آن            دعوتی      آشکار    می‌بینم

جامه‌ی   فخر    بر    تن    علما          جمله  در   افتخار     می‌بینم
   
سختی و   قحطی  و   گرفتاری           خلق  ایران  دچار     می‌بینم

این همه  رنج و   محنت  بسیار             در  همین   روزگار    می‌بینم
 
مرد    جبّار   حمله    بر    ایران            روی در   این   دیار   می‌بینم

جنگ افتد چه‌در عرب چه عجم             کشته‌ها  بیشمار    می‌بینم

 مردمان  عراق     را      جمله             بعد از این‌جنگ خوار  می‌بینم

اثری  از   ظهور   حجت    حق              آن   شه   تاجدار    می‌بینم

تا   ظهور   امام   حجت    حق             جنگهایی  به   کار   می‌بینم

تا هزار   و   چهارصد   با   سی            شیعه   در  ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌انتظار    می‌بینم

چونکه ‌سی ‌رفت ‌وسی ‌و‌یک‌ داخل              نور  حق   آشکار     می‌بینم 

[ ۱۳٩۱/٦/۱٧ ] [ ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ ] [ امین ] [ نظرات () ]

اولین شرط انتظار؛ معرفت است تا انسان میهمان خود را نشناسد و از خصوصیات خوب او مطلع نباشد منتظر او نخواهد شد. تنها هنگامی انسان در انتظار کسی می نشیند که او را خوب بشناسد اما اگر انسان کسی را نشناسد ولو بداند که آن شخص خواهد آمد برایش اهمیتی نخواهد داشت و منتظر او نخواهد ماند. در مورد انتظار امام زمان هم چنین است. کسانی که آن حضرت را نمی شناسند مانند کفار و یا اهل ادیان دیگر، هرگز انتظار او را نمی کشند اما کسانی که او را می شناسند و ارزش او را می شناسند و مقام او رامی دانند منتظر او می مانند.

کسانی که امام زمان(عج) را نمی شناسند اگر چه به ظاهر مسلمان باشند چنانچه در این حال بمیرند در حال جاهلیت از دنیا رفته اند. چنانکه پیامبر اکرم(ص) فرمود: «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه؛ هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مردن جاهلیت از دنیا رفته است» (بحارالانوار، ج 32، ص 331).

بنابراین اولین شرط انتظار، ایجاد معرفت در مورد امام زمان است و طبیعی است که هر مقدار معرفت انسان نسبت به امام زمان بیشتر باشد انسان ارزش او را بیشتر درک خواهد کرد و به عظمت او بیشتر پی خواهد برد و بیشتر تشنه وجود آن حضرت خواهد شد. در حالی که افراد جاهل و ناآگاه به ارزش آن حضرت هرگز احساس تشنگی و عطش نسبت به وجود مقدس آن حضرت نخواهند داشت و بدین جهت از زمره منتظران او بیرون هستند. آری:

وصل خورشید به شب پره اعمی نرسد..... که در این آینه صاحب نظران حیرانند

البته شناخت امام زمان دو گونه است. اول، شناخت از راه دل ، که این راه متوقف بر عمل به دستورات دین و پیشه کردن تقوای الهی است. یعنی انجام واجبات و ترک محرمات و اخلاص عمل برای رضای خداست اگر در این مسیر استقامت بورزید خداوند از درون شما را هدایت خواهد کردو موانع را برطرف می کند و توفیق روی توفیق شامل حالتان خواهد شد و روز به روز بر ظرفیت وجودی شما افزوده خواهد شد ، قرآن کریم می فرماید :ان الذین جاهدو فینا لنهدینهم سبلنا و نیز می فرماید ان الذین قالو ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکه و در کلمات معصومین آمده : (من اخلص لله اربعین یوما انبت الله الحکمة فی قلبه و یجری من قلبه علی لسانه و جوارحه ؛ کسی که چهل روز تمام کارهایش فقط و فقط برای خدا باشد خداوند نور حکمت و بینایی را بر دلش می فشاند بنا بر این با استقامت در مسیر اطاعت و عبودیت محض خداوند معرفت از راه دل حاصل میشود. دوم خواندن کتب معتبری که در مورد امام زمان(ع) نوشته شده است می تواند انسان را تا حدی به مقام و عظمت امام زمان(ع) آشنا سازد.

[ ۱۳٩۱/٦/۱٠ ] [ ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ ] [ امین ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه/ انی رایت دهر امن هجرک القیامه / دارم من از فراقش در دیده صد علامت / لیست دموع عینی هذا لنا العلامه/ هر چند کازمودم از وی نبود سودم / من جرب المجرب حلت به الندامه / پرسیدم از طبیبی احوال دوست بگفتا / فی بعد ها عذاب فی قربها السلامه / گفتم ملامت آید گر گرد دوست گردم / والله ما راینا حبا بلا ملامه / حافظ چو طالب آمد جامی جان شیرین/ حتی یذوق منه کاسا من الکرامه/
نويسندگان
امکانات وب

hit counter
hit counter