أین بقیة اللّه
.::متی ترانا و نراک::.
السلام علیک یا امام الرئوف! - أین بقیة اللّه

سلام بر تو که مهربانی هایت از شمار زائران انبوهت بسیار بیشتر است.
امروز، سلام اشکبار ما با سوختن «اباصلت» همراه شده است.

مرثیه ای از غلامرضا سازگار در سوگ امام رضا «ع»

خراسان میدهدبوی مدینه

خراسان کوه غم داردبه سینه

خراسان را سراسر غم گرفته

در و دیوار آن ماتم گرفته

خراسان! کو امام مهربانت؟

چه کردی با گرامی میهمانت؟

خراسان راز دلها با رضا داشت

چه شبهایی که ذکر یا رضا داشت

خراسان کربلای دیگر ماست

مزار زادهی پیغمبر ماست

خراسان! می دهد خاکت گواهی

ز مظلومی، شهیدی، بی گناهی

به دل داغ امامت را نهادند

امامت را به غربت زهر دادند

دریغا! میهمان در خانه کشتند

چه تنها و چه مظلومانه کشتند

امامِ اِنس و جان را زهر دادند

به تهدید و به ظلم و قهر دادند

ز نارِ زهرِ دشمن، نور میسوخت

سرا پا همچو نخل طور میسوخت

ز جا برخاست با رنگ پریده

غریبانه، عبا بر سر کشیده

گهی بیتاب و گه در تاب میشد

همه چون شمع روشن آب میشد

میان حجره‌ی در بسته می‌سوخت

نمی زد دم ولی پیوسته می سوخت

ز هفده خواهر والا تبارش

دریغا کس نبودی در کنارش

به خود پیچید و تنها دست و پا زد

جوادش را، جوادش را صدا زد

دلش دریای خون، چشمش به در بود

امیدش دیدن روی پسر بود

پدر میگشت قلبش پاره پاره

پسر میکرد بر حالش نظاره

پدر چون شمع سوزان آب می شد

پسر هم مثل او بیتاب می شد

پدر آهسته چشم خویش میبست

پسر میدید و جان می داد از دست

پسر از پردهی دل ناله سر داد

پدر هم جان در آغوش پسر داد

[ ۱۳٩٠/۱۱/۳ ] [ ٩:۱٢ ‎ب.ظ ] [ امین ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه/ انی رایت دهر امن هجرک القیامه / دارم من از فراقش در دیده صد علامت / لیست دموع عینی هذا لنا العلامه/ هر چند کازمودم از وی نبود سودم / من جرب المجرب حلت به الندامه / پرسیدم از طبیبی احوال دوست بگفتا / فی بعد ها عذاب فی قربها السلامه / گفتم ملامت آید گر گرد دوست گردم / والله ما راینا حبا بلا ملامه / حافظ چو طالب آمد جامی جان شیرین/ حتی یذوق منه کاسا من الکرامه/
نويسندگان
امکانات وب

hit counter
hit counter