أین بقیة اللّه
.::متی ترانا و نراک::.
تولد - أین بقیة اللّه
نوبهار آمد گل آمد گل شکفته در برش گل
گل چه گل آن گل که باشد پای تا سر پیکرش گل
♥ ♥ ♥
گل بگو امشب که گل از دامن گل سر رسیده
شد چمن آرا گل نوری که باشد جوهرش گل
♥ ♥ ♥
مریم و کلثوم و ساره ، آسیه با هاجر امشب
آمدند از آسمان با هودجی سرتاسرش گل
♥ ♥ ♥
جلوه گر شد چلچراغ روح بخش آفرینش
قطب گل های بهشتی،آنکه باشد محورش گل
♥ ♥ ♥
شوکتش گل ، صولتش گل ، عصمتش گل ، عفتش گل
جامه اش گل ، چادرش گل ، تار و پود معجرش گل
♥ ♥ ♥
دست او گل ، پای او گل ، قامت رعنای او گل
علم او گل ، حلم او گل ، عقل او گل ، مشعرش گل
[ ۱۳٩٢/٢/۱٠ ] [ ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ ] [ امین ] [ نظرات () ]
در شادى به روى مردم دنیا واشد
مولد غنچه شد و فصل اقاقى ها شد
ماه زیباى مدینه تو دل تاریکیا
کودکى، لاله رخى، میوه هفت آسمونا
کودکى با همه خصلت مردان خدا
پسر پاک نقى هَدِیّه خوب خدا

یا حسن عید تو امروزِ وُ دل عیدى مى خواد
عیدیمون باشه همین که آقامون مهدى بیاد
[ ۱۳٩۱/۱۱/۳٠ ] [ ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ ] [ امین ] [ نظرات () ]

سفره دار قدیمی دنیا

ای کریم شفیعه ی فردا

 گنبدت را نگاه می کرم

خوش به حال پر کبوترها

پیش تو بی اراده می گویم

السلام علیک یا زهرا

طعم سوهان شهر تو برده است

تلخی کام روزه دار مرا

 کار خورشید می کند آری

ذره ای را که می بری بالا

با همین شور و حال و تاب و تبم

راهی جاده ی سه شنبه شبم

سجده ها و قیام های منی

‌هدف احترام های منی

السلام علیک یا بانو

تو علیک السلام های منی

زینب دومی و بعد رضا

 عمه جان امام های منی

لحظه های خوش حرم رفتن

 استواری گام های منی

در دلم با تو درد و دل کردم

یکی از هم کلام های منی

 انعکاس جمالی زهرا

حضرت زینب امام رضا

[ ۱۳٩۱/٦/٢٧ ] [ ٩:۳۸ ‎ب.ظ ] [ امین ] [ نظرات () ]

مدینه، به یمن حضورت نورانی می‏شود و پنجره‏ها به شوق رویت، بازند. کوچه پس کوچه‏های مدینه، به عطر دل انگیزت معطّر می‏گردند و سروهای آزاد، به احترامت قیام می‏کنند.
آرام، آرام بر پهنه گیتی حضور پر ولایتت، شکوفه به بار می‏آورد و نغمه دل نواز بلبلان را به گوش می‏رساند.
آری! سخن از ولادت بانویی است که همچون زینب علیهاالسلام ، که برای قیام، قربانی دارد و خورشید عاشورا را با صبرش تعریف کرد، او نیز با قدم‏های پر حیاتش، به سرزمین کویری قم، حیات بخشید و در رگ ایرانیان، خون حمایت از ولایت را جاری ساخت.
برایتان از بانویی سخن می‏گویم که بارگاه زیباییش، پناهگاه دل‏های عاشقی است که در جمکران بیتوته می‏کنند و به نیابت از شیعه، در نتیجه شب‏های کویری قم، سر بر آستان حرم حضرت دوست می‏سایند و برای ظهور گل نرگس، دعا می‏کنند و از بانوی کرامت، برای شکوفه دادن درخت اجابت، استمداد می‏طلبند.
آری! از فاطمه سخن می‏گویم؛ فاطمه‏ای که برادرش رضا علیه‏السلام او را معصومه نامید.
معصومه علیهاالسلام ، تفسیر معصومیت است که روزگاری در مدینه طلوع کرد.
معصومه علیهاالسلام ، اقامت غربت است در روزگار غریب نگاه‏ها
معصومه علیهاالسلام ، تفسیر بلند تبعیت است از ولایت
معصومه علیهاالسلام ، نگاه سبزی است که از معصومیت سرچشمه می‏گیرد
معصومه علیهاالسلام ، روزگار دلدادگی است و از غربت به قربت رسیدن.
معصومه علیهاالسلام ، ترجمان بلند عاشوراست و قصه «با زینب هم سفر شدن»
معصومه علیهاالسلام ، فلسفه شیدائی است و غزل ماندن و بودن.
معصومه علیهاالسلام ، نگین ایران است که در قم می‏درخشد
معصومه علیهاالسلام ، ضریب بالای ارادت به ولایت است،
معصومه علیهاالسلام ، قصه بلند مدینه تا مشهد است
معصومه علیهاالسلام ، انتهای تبلور است.
معصومه علیهاالسلام ، سر سلسله تنهائی است و معصومه علیهاالسلام فانی فی اللّه است
و معصومه ... .

[ ۱۳٩۱/٦/٢٧ ] [ ٩:۱٥ ‎ب.ظ ] [ امین ] [ نظرات () ]

سلام بر لحظه هایی که تو را آوردند!

سلام بر لب‏های رسول اللّه‏ که میلاد تو را به درگاه پروردگار، سبحه گفت و نام یگانه‏ات را از دست جبرئیل گرفت و در گوش عصمتت زمزمه کرد!

سلام بر لبخند سرافراز علی، که در طلوع تو اتفاق افتاد!

سلام بر تو، امامتِ فردای پس از علی!

سلام بر تو، شباهتِ بی‏شائبه محمدی!

سلام بر اقیانوس کرامت و سخاوتی که از دامان «کوثر» و «ابوتراب» برخاست.

 

مظهر نور و صفات کبریایی ای حسن

علت پیدایش ارض و سمائی ای حسن

قدسیان را سیّد و سالار و یار و سروری

خاکیان را مُلتجا و رهنمایی ای حسن

تو گل مینویی و ریحانه باغ بهشت

از جلالت عرش را، زینت فزایی ای حسن

خو حَسن، طینت حسن، ظاهر حسن، باطن حسن

در حقیقت رحمت بی‏منتهایی ای حسن

قد حسن، قامت حسن، صورت حسن، سیرت حسن

حَبَّذا آینه ایزد نمایی ای حسن

 

ماه دل‏آرای نیمه رمضان را، پانزده روز است به انتظار نشسته‏ایم و به کرامت و مهربانی‏اش محتاجیم!

چقدر این دستان زخم‏خورده، به دستگیری کریم اهل‏بیت محتاج است!



[ ۱۳٩۱/٥/۱٤ ] [ ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ ] [ امین ] [ نظرات () ]

بهاربیست                   www.bahar-20.com

ماه به نیمه رسیده و قرص کامل مهتاب، در تاریکی قیرگون شب خودنمایی می کند.

لحظه ها آستین مبارک ترین تولد تاریخند و زمان، با تندترین قدم های خود، سر تا سر جاده شب را می پیماید تا به پیشواز صبحی بشتابد که با طلوع تو روشن تر و نورانی تر شود.

دشت های گل نرگس، عطر شامه نوازشان را گم کرده و بوستان سبز امامت، از شوق رویش آخرین جوانه سبز، غرق در سرور، به انتظار نشسته.

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

فرشتگان آسمانی، پایکوبان و سبزپوش، راهی از آسمان تا به زمین را با زیباترین و نورانی ترین انوار خود فرش کرده اند و برای بدرقه آخرین منجی عالم بشریت از آسمان، لحظه شماری می کنند و زمین از میزبانی این ستاره فروزان، به خود می بالد.

شمارش معکوس ثانیه ها می آیند تا قدم در لحظه موعود می گذارند.

انتظار، جامه وصل می پوشد.


تو، متولد می شوی و مهتاب یادت، در تاریک ترین و سیاه ترین شب های تنهایی، چراغی از نور امید، در دل های دردمند و ستم دیده می افروزد و گل های نرگس، عطر شامه نواز نفس هایت را برای همیشه در سینه هاشان حفظ می کنند.

بهار-بیست دات کام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

[ ۱۳٩۱/٤/۱٥ ] [ ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ ] [ امین ] [ نظرات () ]

به نام علی اعلی

گاهی که به سفر می رویم و از عزیزانمان دور هستیم و دلتنگشان می شویم راهی بهتر از نامه نگاری پیدا نمی کنیم

بدون اینکه کسی بفهمد حرف دلمان را ساده و بی تکلف بر روی برگه ای کاغذ می نویسیم و برای آن عزیز پست می کنیم.

حتی گاهی فقط می نویسیم بدون آنکه امید جواب داشته باشیم بدون اینکه به دستش برسد

فقط می خواهیم بنویسیم تا از رنج درونمان کم شود.

اکنون و در این شب مقدس که سالروز ولادت آخرین ذخیره الهی، حضرت بقیة الله الاعظم ( عجل الله تعالی فرجه الشریف ) دلهای منتظران حضرتش بیش از هر زمان دیگر بی تابی حضورش را می کند.

بی تابی حضور حضرت، داغ عظیمی است که سالها بر دل ما مانده است و هیچ قلمی را یارای توصیف آن نیست.

اما میدانیم که آقا حضور دارد و ما را می بیند و شاهد اعمال ماست

شاهد دلتنگی های ماست
گاه که دلم سنگین می شود برای ایشان می نویسم
از جور زمانه شکایت می کنم و از دلتنگی هایم می گویم . . . .
نامه هایی که یقین دارم ایشان می خوانند و بی جواب نمی گذارند

[ ۱۳٩۱/٤/۱٥ ] [ ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ ] [ امین ] [ نظرات () ]

سحر از دامن نرجس، برآمد نوگلى زیبا

گلى کز بوى دلجویش، جهان پیر شد برنا

به صبح نیمه شعبان تجلّى کرد خورشیدى

که از نور جبینش شد، منوّر دیده زهرا

[ ۱۳٩۱/٤/۱٥ ] [ ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ ] [ امین ] [ نظرات () ]

شب نیمه شعبان، شب بسیار مبارکى است. پیامبر گرامی اسلام (ص) در حدیثی فرمود: در نیمه شعبان اجل‌ها نوشته و ارزاق قسمت می شود و خدای عزّ وجلّ در این شب بیش از موهای بزهای قبیله بنی‌کلب، بندگانش را می‌آمرزد و فرشتگان را به آسمان دنیا و از آنجا به زمین نازل می‌کند و در این نزول ابتدا در مکه فرود می‌آیند.


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۱/٤/۱٥ ] [ ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ ] [ امین ] [ نظرات () ]

 

میلاد سرو بوستان ایستادگی، زیباترین گل باغ حسین (ع)! جوان رعنا و رشید حسین (ع) یادگار علی (ع) گلستانی از زیباترین گل های فداکاری! و دریایی از آبیِ عطوفت، مبارک باد

 


 

حضرت علی اکبر(ع) فرزند بزرگ امام حسین (ع) در مدینه متولد شد. مادر بزرگوار ایشان لیلا دختر ابى مره می باشد. وی زمانى چند در خانه امام حسین علیه السلام به سر برد و روزگارى در زیر سایه حسین (ع) بزیست. لیلا براى امام حسین (ع) پسرى آورد، رشید، دلیر، زیبا، شبیه ترین کس به رسول خدا صلى الله علیه و آله رویش روى رسول ، خویش خوی رسول ، گفت و گویش گفت و گوى رسول خدا صلى الله علیه و آله؛ هر کسى که آرزوى دیدار رسول خدا را داشت بر چهره پسر لیلا مى نگریست تا آنجا که پدر بزرگوارش می فرماید �هرگاه مشتاق دیدار پیامبر مى شدیم به چهره او مى نگریستیم�؛ به همین جهت روز عاشورا وقتى اذن میدان طلبید و عازم جبهه پیکار شد،امام حسین(ع) چهره به آسمان گرفت و گفت:�اللهم اشهد على هؤلاء القوم فقد برز الیهم غلام اشبه الناس برسولک محمد خلقا و خلقا و منطقا و کنا اذا اشتقنا الى رؤیة نبیک نظرنا الیه...�

حضرت علی اکبر در کربلا حدود 25 سال داشت.برخی راویان سن ایشان را 18 سال و 20 سال هم گفته اند. او اولین شهید عاشورا از بنى هاشم بود. شجاعت و دلاورى حضرت على اکبر (ع) و رزم آورى و بصیرت دینى و سیاسى او، در سفر کربلا بویژه در روز عاشورا تجلى کرد. سخنان و فداکاریهایش دلیل آن است. وقتى امام حسین (ع) از منزلگاه �قصر بنى مقاتل� گذشت، روى اسب چشمان او را خوابى ربود و پس از بیدارى�انا لله و انا الیه راجعون� گفت و سه بار این جمله و حمد الهى را تکرار کرد. حضرت على اکبر (ع) وقتى سبب این حمد و استرجاع را پرسید، حضرت فرمود: در خواب دیدم سوارى مى‏گوید این کاروان به سوى مرگ مى‏رود. پرسید:مگر ما بر حق نیستیم؟ فرمود:چرا. پس گفت:�فاننا اذن لا نبالى ان نموت محقین�پس باکى از مرگ در راه حق نداریم

روز عاشورا نیز پس از شهادت یاران امام، اولین کسى که اجازه میدان طلبید تا جان را فداى دین کند او بود. اگر چه به میدان رفتن او بر اهل بیت و بر امام بسیار سخت بود، ولى از ایثار و روحیه جانبازى او جز این انتظار نبود. وقتى به میدان مى‏رفت،امام حسین(ع) در سخنانى سوزناک به آستان الهى، آن قوم ناجوانمرد را که دعوت کردند ولى تیغ به رویشان کشیدند، نفرین کرد. على اکبر چندین بار به میدان رفت و رزمهاى شجاعانه‏اى با انبوه سپاه دشمن نمود
پیکار سخت، او را تشنه‏ تر ساخت؛ به خیمه آمد. بى آنکه آبى بتواند بنوشد، با همان تشنگى و جراحت دوباره به میدان رفت و جنگید تا به شهادت رسید. قاتل او مرة بن منقذ عبدى بود.پیکر حضرت على اکبر (ع) با شمشیرهاى دشمن قطعه قطعه شد.وقتى امام بر بالین او رسید که جان باخته بود. امام حسین (ع) صورت بر چهره خونین حضرت على اکبر (ع) نهاد و دشمن را باز هم نفرین کرد

�قتل الله قوما قتلوک...�و تکرار مى‏کرد که:�على الدنیا بعدک العفا�.و جوانان هاشمى را طلبید تا پیکر او را به خیمه گاه حمل کنند. حضرت على اکبر ، نزدیکترین شهیدى است که با امام حسین�ع�دفن شده است.مدفن او پایین پاى ابا عبد الله الحسین�ع� قرار دارد و به این خاطر ضریح امام،شش گوشه دارد
 

 

ســـلام و درود بی پایان بر صورت و سیرت پیامبر گونه اش باد.

 

[ ۱۳٩۱/٤/۱٠ ] [ ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ ] [ امین ] [ نظرات () ]

مطلع شعبانِ همایون­ اثر

بر ادب توست گواهی دگر

سوّم این ماه که نور امید

شعشعه صبح حسینی دمید

چارُم این مَه که پر از عطر و بوست

نوبت میلاد علمدار اوست

ای به فدای تو و جان و تنت

این ادبِ آمدن و رفتنت

روز شهادت قدمی پیش­تر

وقت ولادت قدمی پُشتِ سر

محمدعلی ریاضی یزدی

بهاربیست                   www.bahar22.comبهاربیست                   www.bahar22.comبهاربیست                   www.bahar22.comبهاربیست                   www.bahar22.com

 

[ ۱۳٩۱/٤/۳ ] [ ٩:۱۱ ‎ب.ظ ] [ امین ] [ نظرات () ]

بهاربیست                   www.bahar22.comبهاربیست                   www.bahar22.comبهاربیست                   www.bahar22.com

زمین مدینه، با نیم­نگاه خورشید، روشنایی می­گرفت و تابش طلایی آفتاب، جمعه،چهارمین روز شعبان سال 26 هجری را نوری دیگر می­بخشید. بلور دل­های شیفتگان امیرالمؤمنین علی(ع)، لبریز از شور و عشق می­شد و کوچه­های بنی­هاشم، آغوش خود را به روی زائران خانه حضرت می­گشود. چهره علاقه مندانِ اهل بیت را شبنم شادی فراگرفته بود و برای دیدار نورسیده مولای خویش، بر یکدیگر پیشی می گرفتند. «ماه» تازه در مدینه طلوع کرده بود. شور و هلهله، خانه علی(ع) و فاطمه کلابیه را فراگرفته بود. ام­البنین، قنداقه عزیز خود را تقدیم علی(ع) کرد. امام، فرزند دلبند خود را به سینه چسبانید. بُهت و حیرت، نگاه اطرافیان را ربود و همگان از پیوند «مهر» و «ماه»، لب به تبریک گشودند.

چون نسیم اذان و اقامه بر روان پاک و سپید طفل فرونشست، امام(ع) با واژه­ای مهرآفرین و روح­افزا، نام فرزند خود را بیان فرمود: «عباس»؛ یعنی شیر بیشه شجاعت و قهرمان میدان نبرد

بهاربیست                   www.bahar22.com

 

[ ۱۳٩۱/٤/۳ ] [ ٩:٠۳ ‎ب.ظ ] [ امین ] [ نظرات () ]

ولادت باسعادت شفیع المذنبین، حامی دین، امام حسین بن علی-ع مبارک.

عکس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات کام ------------- BAHAR22.COM ------------ عکس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسیعکس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات کام ------------- BAHAR22.COM ------------ عکس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسیعکس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات کام ------------- BAHAR22.COM ------------ عکس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

سروشی دوش در گوشم، سرود این نغمه ی شیوا
که بشگفت از گلستان محمد(ص) نوگلی زیبا
بشارت ای گنه کاران حسین آمد حسین آمد
نثار مقدمش سرها، فدای جان او جان ها

تصاویر زیباسازی ، کد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچک دات نت www.pichak.net

 

 

 

[ ۱۳٩۱/٤/۳ ] [ ۸:٥٤ ‎ب.ظ ] [ امین ] [ نظرات () ]

پس از گذشت مدتى از ولادت حضرت مجتبى علیه‏السلام علائم و نشانه‏ها، نشانگر این بود که دومین فرزند گرانمایه‏ى «فاطمه» در راه است و آنگاه پس از شش ماه همانگونه که پیامبر پیش از آن مژده‏ى آمدنش را داده بود، دیده به جهان گشود.
در مورد ولادت حسین علیه‏السلام از امام صادق آورده‏اند که: روزى همسایگان بانوى باایمان «ام‏ایمن» نزد پیامبر آمدند و گفتند: اى پیامبر خدا! شب گذشته «ام‏ایمن» تا سپیده‏دم بیدار بود و مى‏گریست و همه‏ى ما را نیز ناراحت ساخته است.
پیامبر کسى را به خانه‏ى او گسیل داشت و او به محضر پیامبر شرفیاب شد. آن حضرت به او فرمود: «ام‏ایمن»! خداى چشمانت را نگریاند! همسایگانت به من گزارش کرده‏اند که تو سراسر شب گذشته را ناراحت و گریان بوده‏اى، چرا؟
پاسخ داد: اى پیامبر خدا! خوابى سخت و سهمگین دیدم و بخاطر آن تا سپیده‏دم گریه کردم. پیامبر فرمود: خوابت را برایم بازنمى‏گویى؟ بگو که خدا و پیامبرش به پیام آن داناترند. «ام‏ایمن» گفت: اى پیامبر خدا! بیان آن برایم گران است.
پیامبر فرمود: آنگونه که تو فکر مى‏کنى نیست، رویاى خویش را بازگو.
آن بانوى باایمان گفت: «دیشب در عالم رویا دیدم که برخى از اعضاء پیکر مقدس شما در خانه‏ى من افتاده است...»
پیامبر فرمود: خواب خوشى رفته‏اى و خواب نیکویى دیده‏اى. پیام خواب تو این است که دخت گرانمایه‏ام «فاطمه»، «حسین» را به دنیا خواهد آورد و تو هستى که او را پرستارى و نگهدارى خواهى کرد و «حسین» همان پاره‏اى از وجود من است که در خانه‏ى شما قرار مى‏گیرد.
آفرین خدا بر این کودک نورسیده
این جریان گذشت و پس از مدتى حسین علیه‏السلام از افق‏سراى امامت و رسالت طلوع کرد. «ام‏ایمن» او را در آغوش گرفت و نزد نیاى گرانقدرش پیامبر آورد. آن حضرت حسین علیه‏السلام را از او گرفت و فرمود:
«آفرین خدا بر این کودک نورسیده و بر او که او را در آغوش فشرده و بسوى من آورده است.»
آنگاه فرمود: ام‏ایمن این پیام آن رؤیاى توست.
علاوه بر خواب «ام‏ایمن» همسر «عباس»، عموى پیامبر نیز خوابى نظیر این خواب دیده بود و پیامبر گرامى نیز پیشگویى فرموده بود.
لحظات ولادت حسین علیه‏السلام گروهى از بانوان مسلمان، از جمله صفیه، دختر عبدالمطلب و عمه‏ى پیامبر و نیز «اسماء بنت عمیس» و «ام‏سلمه»... حضور داشتند. پس از طلوع خورشید جهان افروز وجود حسین علیه‏السلام پیامبر فرمود: عمه! فرزندم را بیاور!
صفیه عرض کرد: اى پیامبر خدا! تازه به دنیا آمده است و هنوز آماده نشده است...
پیامبر فرمود: خداوند او را پاک و پاکیزه ساخته است، بیاور...
آنگاه فرشته‏ى وحى فرود آمد و به آن حضرت پیام خداى را تقدیم داشت و خواست که نام پسر دوم «هارون» را- که به زبان عبرى «شبیر» و به زبان عرب «حسین» گفته مى‏شد براى نوزاد مبارک برگزیند.
و از پى آن انبوهى از فرشتگان فرود آمدند و طلوع خورشید وجود حسین علیه‏السلام را به نیاى گرانقدرش تبریک گفتند و در همان ساعت، شهادت پرافتخارش را نیز به پیامبر خدا تسلیت عرض کردند.
پیامبر گرامى فرزند دلبند خویش را گرفت، زبان مبارک را در کام او نهاد و او زبان وحى و رسالت را مکید، به گونه‏اى گوشت بدنش از آن رویش کرد و استخوانهایش استوارى و استحکام یافت. و آورده‏اند که حسین علیه‏السلام نه از مادر شیر نوشید و نه از هیچکس دیگر. علامه «بحرالعلوم» در این مورد اینگونه سروده است:
لله مرتضع لم یرتضع ابدا
من ثدى انثى و من «طه» مراضعة
یعطیه ابهامه آنا فاونة...
خداى را! خداى را! کودک شیرخوارى که هرگز از پستان بانویى شیر ننوشید و شیردهنده‏ى او به خواست خدا پیامبر خدا بود.
او گاهى انگشت شست و زمانى، زبان خویش را در کام آن کودک پرشکوه مى‏نهاد و از این راه بود که سازمان وجود او به اوج کمال رسید.
درست هفتمین روز طلوع دومین اختر تابناک از افق سراى «فاطمه» بود که پیامبر دستور داد، سر کودک را تراشیدند و به وزن موهاى سرش نقره در راه خدا انفاق گردید و براى سلامتى او و سپاس به بارگاه خدا، قربانى شد.(1)

 

1 ـ بحارالانوار، ج 43

[ ۱۳٩۱/٤/۳ ] [ ۸:٥٠ ‎ب.ظ ] [ امین ] [ نظرات () ]

تا صورت پیوند جهان بود، على بود
تا نقش زمین بود و زمان بود، على بود
آن قلعه گشایى که در از قلعه خیبر
برکند به یک حمله و بگشود، على بود
آن گرد سر افراز، که اندر ره اسلام
تا کار نشد راست، نیاسود، على بود
آن شیر دلاور، که براى طمع نفس
برخوان جهان پنجه نیالود، على بود
این کفر نباشد، سخن کفر نه این است
تا هست على باشد و، تا بود، على بود
شاهى که ولى بود و وصى بود، على بود
سلطان سخا و کرم و جود، على بود
هم آدم و هم شیث و هم ادریس و هم الیاس
هم صالح پیغمبر و داود ، على بود
هم موسى و هم عیسى و هم خضر و هو ایوب
هم یوسف و هم یونس و هم هود، على بود
مسجود ملایک که شد آدم، ز على شد
آدم چو یکى قبله و مسجود، على بود
آن عارف سجاد، که خاک درش از قدر
بر کنگره عرش بیفزود ، على بود
هم اول و هم آخر و هم ظاهر و باطن
هم عابد و هم معبد و معبود، على بود
«ان لحملک لحمى» بشنو تا که بدانى
آن یار که او نفس نبى بود، على بود
موسى و عصا و ید بیضا و نبوت
در مصر به فرعون که بنمود، على بود
چندان که در آفاق نظر کردم و دیدم
از روى یقین در همه موجود، على بود
خاتم که در انگشت سلیمان نبى بود
آن نور خدایى که بر او بود، على بود
آن شاه سرفراز، که اندر شب معراج
با احمد مختار یکى بود، على بود
آن کاشف قرآن‏که‏خدا در همه قرآن
کردش صفت عصمت و بستود، على بود

[ ۱۳٩۱/۳/۱٥ ] [ ۱:٠٥ ‎ق.ظ ] [ امین ] [ نظرات () ]

خورشید آرام آرام خود را از پشت کوه ابو قبیس بالا کشید.
نور کم فروغ خویش را روانه مکه، زیستگاه دیرین مردان خدا کرد.
کوچه ها شلوغ تر از هر روز به نظر می رسید.
اطراف کعبه ازدحام چشمگیری بود.
خورشید باز هم بالاتر آمد. اینک تکاپو و رفت و آمد غیر معمول مکه، کاملا جلب نظر می کرد. هر کس از خانه خارج می شد، یک راست به طرف کعبه می رفت.
اطراف مکه لحظه به لحظه شلوغ تر می شد.
این همه مردم، صبح اول وقت، به یقین برای طواف از خانه خارج نشده اند.
عده ای رنگ به چهره نداشتند.
تعدادی از زنان بنی هاشم، هراسان به کعبه می نگریستند. چند نفر به طرف در ورودی کعبه رفتند.
خدمتگزاران مسجدالاحرام از این در وارد کعبه می شدند و خانه را نظافت می کردند.
تلاششان برای ورود به کعبه بی نتیجه ماند.
یکی گفت: سه روز است که تلاش می کنیم این در را باز کنیم.
مردی گفت: تا به حال نه چنین چیزی دیده و نه شنیده ام.
شما را به خدا به این شکاف نگاه کنید!
دیوار شکاف خورده!
از هم باز شده!
یکی را در خود جای داده!
بعد هم دوباره بسته شده!
جوانی با صدای بلند فریاد کشید.
این کعبه است.
خانه خداست.
معمار آن آدم صفی و ابراهیم خلیل بوده.
آجرهایش با دستان اسماعیل ذبیح آشناست.
زمینش بدن انبیای بزرگ خدا را، در آغوش گرفته.
چگونه می شود سه روز، زن بارداری را در خود جای دهد؟
پیرمرد گفت:
من و دوستانم با چشمان خود دیدیم! ما چند نفر کنار کعبه حرف می زدیم، فاطمه بنت اسد وارد شد. به سختی راه می رفت. از درد به خود می پیچید. مقابل کعبه ایستاد، دست هایش رو به آسمان بود و مناجات می کرد.
نزدیک شدم ببینم با این حال زار برای چه اینجا آمده؟ حضرت علی علیه السلام
با خدا چه کار دارد؟ شنیدم می گفت:
پروردگارا!
من به تو و به هر پیامبری که فرستادی، ایمان آورده ام.
هر کتابی که نازل کردی باور دارم.
گفته های جدم ابراهیم علیه السلام را تصدیق می کنم.
پیرمرد توضیح داد: می دانید که فاطمه بنت اسد، از نوادگان اسماعیل است.
بعد گفت: از تو می خواهم که به حق خانه ات و به حق فرزندی که همراه دارم.
- او که با من سخن می گوید و مونس من است و یقین دارم یکی از آیات عظمت توست - ولادت او را بر من آسان کنی.
تا این سخنان از دهان او خارج شد ناگهان دیوار کعبه شکاف برداشت! شکاف کاملاً باز شد.
به حدی که یک نفر بتواند به راحتی از آن رد شود. بعد هم او وارد شد و لبه های شکاف به هم رسید. اینک سه روز است داخل کعبه است.
در همین گیر و دار چشم ها به طرفی برگشت. مردی با چهره ای جذاب وارد مسجدالحرام شد. لبخند دل نشینی بر لب داشت.
از همان دور که می آمد، به شکاف کعبه خیره شده بود؛ همان جایی که سه روز قبل باز شده بود و زن بارداری را در آغوش گرفته بود.
جمعیت اطراف کعبه افزوده شده بود و همگی متوجه مرد تازه وارد بودند او کیست؟ ابوطالب است! همسر فاطمه بنت اسد، که اینک در کعبه است.
ابوطالب در مکه از احترام فراوانی برخوردار بود و بزرگ خانه خدا محسوب می شد. در کارهای مهم، حرف، همیشه حرف او بود. پدرش عبدالمطلب نیز این گونه بود؛ همان که در داستان ابرهه و اصحاب فیل، شایستگی فراوانی از خود نشان داد.
ابوطالب نزدیک شد. مردم به احترام او کمی عقب ایستادند. کسانی که در اطراف نشسته بودند تمام قامت ایستادند. نزدیک شد و تا نزدیکی شکاف رفت. خدای بزرگ! این فرزند کیست که خانه خدا این گونه پذیرای مام اوست؟

[ ۱۳٩۱/۳/۱٥ ] [ ۱:٠۱ ‎ق.ظ ] [ امین ] [ نظرات () ]

پیشگویی ولادت حضرت علی

در زمان حضرت ابوطالب (علیه السلام) راهبی زندگی می کرد بنام مثرم بن دعیت بن شیتقام.
این مرد در عبادت معروف بود و صد و نود سال خداوند را عبادت کرده بود و هرگز حاجتی از خداوند نخواسته بود.
تا اینکه از خدا خواست، خداوندا! یکی از اولیاء خود را به من نشان ده؛ خداوند حضرت ابوطالب را نزد او فرستاد تا چشم مثرم به حضرت افتاد از جا برخاست و سر او را بوسید و او را در مقابل خود نشانید و گفت: خدا تو را رحمت کند، تو کیستی؟
حضرت فرمود: مردی از منطقه تهامه.
پرسید از کدام طایفه عبدمناف؟ فرمود: از بنی هاشم.
راهب بار دیگر برخاست و سر حضرت ابوطالب (علیه السلام) را بوسید و گفت: خدا را شکر که خواسته مرا اعطا کرد و مرا نمیراند تا ولی خود را به من نشان داد.
سپس گفت: تو را بشارت باد! خداوند به من الهام نموده که آن مژده ای به توست.حضرت ابوطالب (علیه السلام) پرسید آن بشارت چیست؟ گفت: فرزندی از صلب تو بوجود می آید که ولی الله است.


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۱/۳/۱٥ ] [ ۱٢:٥٧ ‎ق.ظ ] [ امین ] [ نظرات () ]

عمر مبارک امام رضا (علیه‌السلام) به چهل و هفت سال رسیده بود و عقربه تاریخ، سال 195 هجری را نشانه می‌رفت ولی هنوز امام نهم متولد نشده بود .

مسئله جانشینی امام رضا (علیه‌السلام) اصحاب و شیعیان حضرت رضا(علیه‌السلام) را متاثر کرده بود. این اندوه زمانی به فزونی رفت که فرقه واقفیه که بنا به دلایل مادی و تصرف سهم امام و عدم بازگرداندن آن به حضرت رضا(علیه‌السلام)، قائل به غیبت امام کاظم(علیه‌السلام) شده بودند، و در تبلیغات خویش نداشتن فرزند پسر از سوی امام رضا(علیه‌السلام) را دلیل بر ادعای موهوم خود می‌دانستند؛ تا جایی که یکی از همین افراد در نامه‌ای خطاب به حضرت رضا علیه‌السلام نوشت:

تو چگونه امام هستی در حالی که فرزندی نداری!

حضرت در پاسخ فرمودند: تو از کجا می‌دانی که فرزندی ندارم، به خدا سوگند روزها و شب‌ها سپری نمی‌شود مگر این که خداوند فرزند پسری را به من عنایت فرماید که حق و باطل را از هم جدا سازد.

همچنین یکی از یاران به حضرت عرض می‌کند:

امام پس از تو کیست؟

آن حضرت فرمودند: فرزندم .

سپس گفت: کسی که فرزند ندارد چگونه جرات آن را دارد که بگوید فرزندم؟

راویِ همین حدیث گوید: چند روز سپری نشده بود که امام جواد(علیه‌السلام) به دنیا آمد.

همچنین "ابن قیام واسطی" از فرقه واقفیه که امامت حضرت رضا(علیه‌السلام) را قبول نداشت، نزد آن حضرت آمد و به قصد عیبجویی حضرت گفت:

آیا می‌شود که دو امام در یک مقطع زمانی با هم باشند؟

حضرت رضا(علیه‌السلام) فرمود: نه مگر آن که یکی از آن دو صامت (خاموش) باشد .

ابن قیام گفت:

پس چطور برای تو صامتی نیست؟

امام فرمود: چرا . به خدا سوگند خداوند برای من (فرزندی) قرار می‌دهد که حق و حق‌خواهان را استواری می‌بخشد و باطل و باطل خواهان را نیست و نابود می‌کند.

 

تولد امام جواد (علیه‌السلام)  

تولد مبارک امام جواد(علیه‌السلام) نه تنها پایان‌بخش دلهره‌های شیعیان و افشای نیت فرصت‌طلبان و سودجویانی چون فرقه واقفیه بود، بلکه آغاز فصل نوینی از تاریخ ائمه اطهار علیهم السلام است.

شیخ طوسی از احمد بن محمد  عیاش در کتاب انوار البهیه 10 رجب سال 195 هجری را روز ولادت حضرت دانسته است.

(4)

برخی تولد حضرت را در شب جمعه و برخی روز جمعه ذکر کرده‌اند.

در این میان، فرازی از دعای ناحیه مقدس نیز ولادت آن امام را در ماه رجب تایید می‌نماید آنجا که حضرت صاحب الامر علیه السلام می‌فرمایند:

"اللهم انی اسئلک بالمولدین فی رجب محمدبن علی الثانی و ابنه علی بن محمد المنتخب."

داستان تولد امام جواد(علیه‌السلام)

علامه مجلسی(ره) در جلاءالعیون می‌نویسد: ابن شهر آشوب به سند معتبر از حکیمه خاتون دختر امام موسی کاظم(علیه‌السلام) روایت می‌کند که:

روزی برادرم حضرت رضا(علیه‌السلام) مرا طلبید و فرمود: ای حکیمه امشب فرزند مبارک خیزران متولد می‌شود و باید تو در وقت تولد او حاضر باشی.

من در خدمت آن حضرت ماندم، چون شب فرا رسید امام رضا علیه السلام مرا با خیزران(مادر حضرت جواد علیه السلام) و زنان قابله به حجره آورد و چراغی نزد ما افروخت و از حجره بیرون رفت و در را بر روی ما بست .

حکیمه خاتون(عمه امام جواد علیه السلام) می‌افزاید: خورشید امامت با به دنیا آمدنش حجره را نورانی کرد. بر آن حضرت پرده نازکی چون جامه احاطه کرده بود و نوری از حضرت ساطع می‌شد . چون نور مبین را در دامن گرفتم، آن پرده حائل را از خورشید جمالش دور کردم و با جامه‌ای مطهر پوشاندمش. حضرت امام رضا(علیه‌السلام) به حجره آمد و آن گوشواره امامت را از ما گرفت و در گهواره عزت و کرامت گذاشت و آن مهد شرف و عزت را به من سپرد و فرمود: از این گهواره جدا مشو .

چون روز سوم ولادت فرا رسید، امام جواد(علیه‌السلام) دیده حقیقت‌بین خویش را به آسمان گشود و به سوی راست و چپ نظر کرد و به زبان فصیح ندا داد:

"اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمداً رسول الله ."

چون این حالت غریب را از آن نور دیده، مشاهده کردم، به خدمت حضرت رضا(علیه‌السلام) شرفیاب شدم و آنچه دیده و شنیده بودم را به خدمت حضرت عرض کردم .

حضرت فرمود: پس از این، عجایب بسیاری را مشاهده خواهی کرد.

[ ۱۳٩۱/۳/۱٢ ] [ ٩:۳۳ ‎ب.ظ ] [ امین ] [ نظرات () ]

سـیـد بـن طـاووس در کتاب اقـبـال می گوید: گروهى از مـسـیـحـیـان و جـمـعـى از مـسلمین را یافتم که تعظیم فراوانى از روز ولادت حضرت عیسى علیه السـلام مـى نـمـایـنـد و تـعـجـب کـردم کـه چـگـونـه مـسلمانان قانع شدند که روز ولادت پیامبرشان که اعظم از همه پیامبران است به این مرتبه از تعظیم و گرامیداشت باشد که کمتر از تعظیم مسیحیان است میلاد عیسى علیه السلام را.

این جمله ایشان عین حقیقت هست. باید قبول کنیم که ما در بزرگداشت میلاد پیامبر که بالاترین نعمت خداوند متعال بر انسانها بوده، خیلی کوتاهی می کنیم. در حالیکه روز 17 ربیع الاول یکی از روزهای مهم سال؛ می باشد.

امروز، روز بزرگى براى تاریخ اسلام بلکه تاریخ بشریت است؛ روز ولادت نبى مکرم و رسول اعظم اسلام، حضرت محمّدبن‏عبداللَّه و همچنین روز ولادت امام به ‏حق‏ ناطق، حضرت امام جعفر صادق علیه السلام‏ و برکات این روز به خاطر آن ولادت عظمى‏ و ولادت امام بزرگوار، امام جعفر صادق، براى مسلمانها بسیار عظیم است.

بزرگداشت این روزها براى تذکر ماست؛ تذکر به عظمت مولود این روز، که حقیقتاً فهم و ادراک بشرى کوچکتر از آن است که بتواند آن حقیقت عظیم و آن روح والا و بزرگ را، با آن نورانیت، بدرستى درک کند.یکی از نشانه های اهمیت اینگونه روزها؛ اعمال و آدابی است که توصیه شده انجام بدهیم. برای این روز هم اعمال فراوانی نقل شده که بخشی از آنها عبارتند از:

1- غسل کردن.

2- زیارت پیامبر و امیرمؤمنان از دور یا نزدیک‏.

3- روزه‏دارى. طبق روایت، روزه‏دارى در این روز برابر با روزه یک سال است.

4- دو رکعت نماز هنگام بالا آمدن آفتاب.

در هر رکعت پس از حمد، ده بار سوره قدر و ده بار سوره توحید خوانده شود.

5- گرامى داشتن مسلمانان و صدقه دادن.

6- جشن و شادى کردن.

7- به مشاهد شریفه رفتن.

البته هر کدام از این اعمال توضیحاتی دارند که می توانید به کتابهای مثل مفاتیح الجنان شیخ عباس قمی مراجعه کنید.

التماس دعا

[ ۱۳٩٠/۱۱/٢٠ ] [ ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ ] [ امین ] [ نظرات () ]

بهار-بیست دات کام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

بهار-بیست دات کام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar22.comولادت پیامبر (صلى الله علیه و آله )بهار-بیست دات کام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

بهار-بیست دات کام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar22.comبهار-بیست دات کام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

به اتفاق علماى شیعه ، در این روز هنگام فجر روز جمعه در مکه معظمه ولادت با سعادت حضرت سید الانبیاء محمد مصطفى (صلى الله علیه و آله ) واقع شده است . ولادت آن حضرت با سلطنت انوشیروان عادل مقارن بود و در آن سال اصحاب فیل هلاک شدند.
نام آن حضرت محمد (صلى الله علیه و آله ) و کنیه ایشان ابوالقاسم است . نام پدر آن حضرت عبد الله و نام مادر آن حضرت آمنه بنت وهب است.
هنگام ولادت ، نور از پیشانى آن حضرت لامع بود و بوى مشک از ایشان ساطع مى گشت . نورى در آن شب از طرف حجاز ساطع شد و در تمام عالم منتشر گردید. تخت پادشاهان سرنگون شد، و همه آنان در آن روز لال بودند و نمى توانستند سخن بگویند.
ملائکه مقرب و ارواح اصفیاء پیامبران در هنگام ولادت آن حضرت حضور یافتند، و رضوان خازن بهشت با حوریان نازل شدند، و ابریقها و تشت ها از طلا و نقره و زمرد بهشت حاضر کردند و براى حضرت آمنه شربتها از بهشت آوردند که او آشامید. آن حضرت را بعد از ولادت به آبهاى بهشت غسل دادند و به عطرهاى فردوس معطر کردند.

بهار-بیست دات کام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar22.comبهار-بیست دات کام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar22.comبهار-بیست دات کام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar22.comبهار-بیست دات کام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar22.comبهار-بیست دات کام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar22.comبهار-بیست دات کام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

شعری با عنوان عید مولود توسط وحیده مهدویان

ز شرق مکه چنان اخترى بشد مشهود که مهر پرده بپوشید و ماه شد مفقود

دمید کوکب رخشان احمدى ز حجاز بر آسمان رسالت، محمد محمود

بیاض عارض او آفتاب عالمتاب سواد طره وى مشگساى و عنبر سود

منادیان بشارت تولد او را ندا دهند بصوتى چو نغمه داوود

غزلسرا شده هستى و پایکوبان دهر از این ولایت فرخنده و از این مولود

گشود باب تفضل خداى عز و جل طریق تفرقه و گمرهى بشد مسدود

دهید مژده به یعقوب دهر و بر کنعان رسید یوسف گمگشته و غمت‏بزدود

زمانه رام و زمین غرق نور و دل آرام بیار شهد و سپند و بساط مجمر و عود

بهار-بیست دات کام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar22.comبهار-بیست دات کام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

[ ۱۳٩٠/۱۱/٢٠ ] [ ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ ] [ امین ] [ نظرات () ]

بهار-بیست دات کام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar22.comولادت امام صادق (علیه السلام )بهار-بیست دات کام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

عکس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات کام ------------- BAHAR22.COM ------------ عکس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسیعکس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات کام ------------- BAHAR22.COM ------------ عکس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

در 17 ربیع الاول سال 83 ه‍ ولادت با سعادت امام جعفر صادق (علیه السلام ) در مدینه منوره اتفاق افتاده است .
نام مبارک آن حضرت جعفر و کنیه شریفش ابوعبدالله و لقب نورانى حضرت صادق است . پدر بزرگوارش امام محمد باقر (علیه السلام )، و مادر گرامى آن حضرت جناب ام فروه است ، که امام صادق(علیه السلام ) درباره ایشان مى فرمایند: ((مادرم از بانوان پرهیزکار و با ایمان و نیکوکار بود)).
امم صادق (علیه السلام ) هفت پسر و سه دختر داشتند که عبارتند از
امام موسى کاظم (علیه السلام )، اسماعیل ، عبد الله ، محمد دیباج ، اسحاق ، على عریضى ، عباس ، ام فروه ، اسماء، فاطمه.
در شمایل آن حضرت گفته اند: آن حضرت میانه قد و افروخته رو و سفید بدن و کشیده بینى و موهاى ایشان سیاه و مجعد و بر گونه شان خال سیاهى بود.

بهار-بیست دات کام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar22.comبهار-بیست دات کام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar22.comبهار-بیست دات کام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar22.comبهار-بیست دات کام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

تو نماز را بر پای داشته‏ای، زکات را به جای آورده‏ای، فراخوانده‏ای به معروف و باز داشته‏ای از منکر.
به راستی و درستی، سیره‏ات سیره انبیا بوده است. اشاره‏هایت، بشارت به رهایی است؛ از خاکدان تیره جهل که بسیار قربانی گرفته است. فرموده‏ای: «دو کس‏اند که کمرم را شکسته‏اند: دانای هنجارشکن (عالم متهتِّک) و نادان راه‏گشا (جاهل متنسِّک).
شب مردان خدا را، عَلم الهدایِ علم تو، روز جهان‏افزور کرده است.
جویبار دانش «ابوحنیفه» از سایه‏سار تعلیم تو می‏گذرد. مِس وجود «جابربن حیان» از کیمیای استادی تو زر شده است. تنور «توحید مفضل» با شعله شکوه تو می‏سوزد. یک‏تنه بار غریب ارزش‏ها را در روزگار عسرت به دوش کشیده‏ای تا فتیله نیم‏سوز «اخلاقی زیستن» نمیرد.
در آستان دنیا، «حبل اللّه‏» را به دوش کشیده‏ای که یاد خدا در قلب‏های تشنه آرامش، کاستی نپذیرد. دست دین را در دست خرد گذاشته‏ای تا چون دو بال پریدن، افق‏های پرواز آدمی را بگشایند.
شمع هدایت خویش را به ضیافت اصحاب عقل برده‏ای تا قفل‏های بسته بر ذهن‏ها و ضمیرها را بشکنی، تا فرا بخوانی به اندیشیدن، تا بگویی که پیامبران آمده‏اند دفینه‏های عقل را از زیر آوار تعصب‏ها و تحجرها بیرون بشکند؛ تا بگویی که انسان‏ها، معادن‏اند؛ درست مثل معادن طلا و نقره.
گواهی می‏دهم به حقیقت، که حقیقت در نگاه نازنین توست.
تو کشتی‏بان کشتی خرد، در توفان‏های هراس‏انگیز جهل و ستم بوده‏ای.
الگوی انسان زیستن را از مرام تو می‏توان آموخت و نام تو یادمان همه خوبی‏هاست.

[ ۱۳٩٠/۱۱/٢٠ ] [ ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ ] [ امین ] [ نظرات () ]

چشمه جاری شکافنده علم ها در بیابان خشکیده دانش جوشیدن گرفت و جان جویندگان علم و معرفت را از زلال پر برکت خود سیراب ساخت. شیعه نشان افتخار دیگری بر گردن آویخت و بر این پیشوای معصوم خود بالید. ای افتخار شیعه میلاد مسعودت را گرامی می داریم.

ماه محرم ماه حماسه خونین و همیشه جاویدان کربلا با کوله باری از غم و اندوه سپری شد و در ایام صفر با غم سنگینی که از لاله های خونین دشت کربلا بر دلهایمان همیشه باقی است، در شب میلاد آخرین بازمانده کربلای عطش، اشکهای چشمانمان مضاعف میشود و طپش قلبمان سنگین تر از دیروز و دستهایمان بر پنجره های سخت قبرستان غریب و دلگیر بقیع گره میخورد، آنجا که مأوی شکافنده دانش هاست.
چشم هایت را می بندی و دیوار بقیع را در برابرت می‌‌‌‌یابی و آنگاه که شبکه های پنجره را لمس می‌کنی مرغ جانت پر می کشد که بر مزار های مطهر و پاکشان حضور یابی، صورت بر خاک معطرشان بگذاری و با سوز دل غربت اشان را گریه کنی. این جا مدینه است این جا بقیع است و این چهار بقعه تاریک و مظلوم ... چهار قبر مظلوم را می‌نگری که تنها با سنگی بر روی آنها نشان از مزار شریف گلی از بوستان محمد (ص) دارند.

گل ستاره وجود حضرت باقر در آسمان شیعه تابیدن گرفت؛ اما آسمانی که رخت ماتم بر تن نموده، عزادار دیگر ستارگانی است که ابرهای کینه و سنگ دلی در کربلا، جلوی درخشش آنها را گرفته اند.

امام شکافنده دانش ها که جامع علم و منبع دانش و مشهور به فضیلت و بینش است و درجه علم و دانشش بالاتر از فهم بشری، امام پایداری و تلخی چشیده ای  از حماسه عاشورا که پیمانش با خدا غیر قابل تردید و فضیلت و کمالش غیر قابل انکار است امام علم که چشمه‌های جوشان دانش و فنون و حکمت از اندیشه های این بابغه دین می جوشید و می‌تراوید و اوراق زندگی اش سراسر سرشار از احادیث روایت‌‌ها و کلمات قصار ونصیحت هاست.

 

شب میلادش، فضای ساکت و آرام مدینه، مبهوت نورافشانی خانه گلین امام سجاد (ع) است و فروغی نورانی، آسمان مدینه را روشن کرده است؛ نوری که از چهره معصوم و منور نوزادی مبارک به آسمان ساطع است. چشمه جاری شکافنده علم ها در بیابان خشکیده دانش جوشیدن گرفت و جان جویندگان علم و معرفت را از زلال پر برکت خود سیراب ساخت.

 

 


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٠/۱٠/٦ ] [ ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ ] [ امین ] [ نظرات () ]

سلطانی و ما رعیت ملک تو رضاییم / همواره در این سلطنتت جمله گداییم

کی تحفه ی شاهانه به پابوس تو گیریم / ما منتظر تذکره ی کرب و بلاییم . . .

زندگانی امام رضاعلیه‌السلام

امام علی ‌بن موسی‌الرضا علیه‌السلام هشتمین امام شیعیان از سلاله پاک رسول خدا و هشتمین جانشین پیامبر مکرم اسلام می‌باشند.ایشان در سن 35 سالگی عهده‌دار مسئولیت امامت ورهبری شیعیان گردیدند و حیات ایشان مقارن بود با خلافت خلفای عباسی که سختی‌ها و رنج بسیاری رابر امام رواداشتند و سر انجام مامون عباسی ایشان رادرسن 55 سالگی به شهادت رساند.دراین نوشته به طور خلاصه, بعضی ازابعاد زندگانی آن حضرت را بررسی می نماییم.


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٠/٧/۱٦ ] [ ٧:۱۸ ‎ب.ظ ] [ امین ] [ نظرات () ]

 

میلاد نور دیده رضا، کعبه دل‏ها، حضرت معصومه علیهاالسلام   

را به تمام عاشقان ان حضرت تبریک وتهنیت عرض می نمایم.

ای روح محبت که به قم قائمه ای 

یادآور زهد و عفت فاطمه ای 

معصومه و خواهر محبوب رضا 

اوعالم اهلبیت و تو عالمه ای . . .

 نگاھى گذرا به زندگى حضرت فاطمه معصومه علیھا السلام

نام: فاطمه

لقب: معصومه

کنیه: بنت موسى الکاظم، اخت الرضا

نام پدر: امام ابوالحسن موسى الکاظم علیه السلام

نام مادر: حضرت نجمه خاتون علیھا السلام.

تاریخ ولادت:

 اوّل ذیقعده سال 173 ق )روز دوشنبه(، ششم فروردین 169 ش)

محل ولادت: مدینة النبى

مدّت حضور در مدینه: 27 سال

ورود به قم: 23 ربیع الاوّل سال 201 ق یکشنبه( اوّل آبان 195 ش)

ھدف از مسافرت به ایران: ھمراھى با رسالت رضوى دیدار با برادرش امام رضاعلیه السلام

شھادت:

 


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٠/٧/۸ ] [ ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ ] [ امین ] [ نظرات () ]

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

السلام علیک یا ربیع الانام ونضره الایام ..

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar22.com

سلام بر مهدی بهار وشکوفائی مردمان ونشاط وشادی  روزگاران
عکس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات کام ------------- BAHAR22.COM ------------ عکس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسیعکس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات کام ------------- BAHAR22.COM ------------ عکس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسیعکس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات کام ------------- BAHAR22.COM ------------ عکس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسیعکس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات کام ------------- BAHAR22.COM ------------ عکس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

برخیز که حجت خدا می آید

رحمت زحریم کبریا می آید

از گلشن عسگری گذر کن که سحر

بوی گل نرگس از فضا می آید

بهاربیست                   www.bahar-20.comبهاربیست                   www.bahar-20.comبهاربیست                   www.bahar-20.comبهاربیست                   www.bahar-20.com

[ ۱۳٩٠/٤/٢٦ ] [ ۱:۳٧ ‎ب.ظ ] [ امین ] [ نظرات () ]

اى روح تو، جلوه گاه سرمد زهرا! 

وى سینه تو، بهشت احمد زهرا! 

عید تو بوَد، ببخش عیدىْ ما را 

زآن دست که بوسید محمّد زهرا!     

پیامبر اکرم ص:هر کس پیشانی مادر خویش را ببوسد،از آتش جهنم دور می ماند .

ولادت حضرت زهرا(س) و روز مادر  و روز زن بر همگان مبارک باد

 

[ ۱۳٩٠/۳/٦ ] [ ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ ] [ امین ] [ نظرات () ]

خجسته باد میلاد بزرگ بانوی سرزمین نور، مهربان ترین ابر رحمت خداوندی که بر سینه های داغدیده و مصیبت زده از مدینه تا کربلا، باران مهر و عاطفه بارید. با صلابت ترین کوه که راه را بر نیزه های درد و رنج که سوی انوار ولایت پرتاب شد، سدّ کرد. خروشان ترین سیلِ عرفانِ ولایی که بنیان تمام کاخ های ظلم و زورِ زمان را برانداخت. خجسته باد طلوع این شاهکار خلقت. مبارک باد ظهور این نور رخشان در آسمان تشیع.


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٠/۱/۱۸ ] [ ۱۱:٢٩ ‎ب.ظ ] [ امین ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه/ انی رایت دهر امن هجرک القیامه / دارم من از فراقش در دیده صد علامت / لیست دموع عینی هذا لنا العلامه/ هر چند کازمودم از وی نبود سودم / من جرب المجرب حلت به الندامه / پرسیدم از طبیبی احوال دوست بگفتا / فی بعد ها عذاب فی قربها السلامه / گفتم ملامت آید گر گرد دوست گردم / والله ما راینا حبا بلا ملامه / حافظ چو طالب آمد جامی جان شیرین/ حتی یذوق منه کاسا من الکرامه/
نويسندگان
امکانات وب

hit counter
hit counter