پیشوای صادقان(شهادت امام صادق علیه السلام )

خاندان و تبار

پدر بزرگوار حضرت صادق علیه السلام ، امام محمدباقر علیه السلام فرزند حضرت علی بن الحسین زین العابدین امام چهارم علیه السلام می باشد. امام باقر علیه السلام در سال 57 هجری در مدینه منوره به دنیا آمد و پس از 57 سال زندگی، در سال 114 ق در همان شهر، چشم از جهان فروبست. مادر آن حضرت، اُمّ فَروِه، دختر قاسم بن محمد بن ابی بکر است. امام صادق علیه السلام درباره مادر خود فرمود: «مادر من، از کسانی است که ایمان آورد و تقوای الهی پیشه ساخت و کار نیک انجام داد، و خدا نیکوکاران را دوست می دارد». امام صادق علیه السلام در دامن رسالت و مرکز وحی تولد یافت و رشد کرد و بخشی از دوران زندگی خود را تحت توجهات و عنایات جدّ خود، امام زین العابدین علیه السلام و نیز پدر بزرگوار خویش، امام باقر علیه السلام سپری کرد.

امام صادق علیه السلام از منظر دیگران

حافظ محمدشمس الدین دمشقی، معروف به ذهبی، در کتاب میزان الاعتدال، ج 1، ص 192 می گوید: «ابوعبداللّه جعفر بن محمدبن علی بن الحسین هاشمی، امامی بزرگوار و نیک مردی صادق و دارای شأن و مقامی بس والا بوده است».

شَبْلَنْجی از علمای اهل سنت نیز در این زمینه بیان می کند: «فضیلت ها و صفات پسندیده امام صادق علیه السلام ، آن اندازه فراوان است که به محاسبه عادی در نمی آید و نویسنده هر قدر هوشیار و چیره دست باشد، از عهده بررسی و قلم فرسایی درباره آنها برنمی آید».

ابوالمواهب عبدالوهاب شافعی مصری، معروف به شعرانی در کتاب لواقح الانوار می گوید: «امام صادق علیه السلام هر موقع به درگاه الهی دست بلند می کرد و عرض حاجت می نمود و می گفت خدایا، من نیازی چنین و چنان دارم، هنوز دعایش به پایان نرسیده، خداوند حاجت او را برمی آورد».

دوران پُر رنج

امام صادق علیه السلام ، نوزده سال با پدر بزرگوار خویش زندگی کرد و پس از شهادت آن حضرت، جانشین او گردید و مسئولیت خطیر امامت را بر دوش گرفت. بخش مهمی از دوران زندگی امام صادق علیه السلام ، دوران خفقان و فشار حکومت بنی امیه بود. پیدایش نوعی تشنج، اضطراب و بی ثباتی حاکم بر جامعه مشکل دیگر آن عصر بود؛ از این رو، بعضی از مردم، برای اینکه خود را دوستدار زمامداران و طرف داران آنها، قلمداد کنند تا از خطر مصون و محفوظ بمانند، یکدیگر را متهم می کردند و از این راه، خود را مقرب درگاه حکمرانان خود کامه می ساختند. در این میان، از کسانی که بیش از دیگران تحت شکنجه قرار گرفتند، امام صادق علیه السلام و پیروان و شیعیان خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله بودند؛ زیرا در مقابل ظلم ها و ستم هایی که از سوی اموی ها به مردم می رسید، ساکت نمی نشستند و در برابر آنها مقاومت می کردند.

اوضاع سیاسی و اجتماعی عصر امام صادق علیه السلام

در میان امامان، عصر امام صادق علیه السلام ، ممتاز بوده و شرایط اجتماعی و فرهنگی آن دوران، در زمان هیچ یک از امامان دیگر وجود نداشته است؛ زیرا از نظر سیاسی، این دوره، دوره ضعف و تزلزل حکومت بنی امیه و فزونی قدرت بنی عباس بود و این دو گروه، مدتی در حال کشمکش و مبارزه با یکدیگر بودند. از آنجا که بنی امیه در این مدت گرفتار مشکلات سیاسی فراوان بودند، فرصت ایجاد فشار و اختناق به امام و شیعیان را نداشتند. عباسیان نیز چون پیش از دست یابی به قدرت، در پوشش طرف داری از خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله و گرفتن انتقام خون آنان عمل می کردند، فشاری از سوی آنان مطرح نبود. ازاین رو، دوران آرامش و آزادی نسبی امام صادق علیه السلام و شیعیان و فرصت بسیار خوبی برای فعالیت علمی و فرهنگی آنان به دست آمد و امام نیز از این زمان، بهره فراوانی بردند.

جنبش فکری و فرهنگی

عصر امام صادق علیه السلام ، دوران جنبش فکری و فرهنگی بود. در آن زمان، شور و شوق علمیِ بی سابقه ای در جامعه اسلامی به وجود آمده بود و علوم مختلفی اعم از علوم اسلامی همچون: علم قرائت قرآن، علم تفسیر، علم حدیث، علم فقه و علم کلام، یا علوم بشری مانند طب، فلسفه، نجوم، ریاضیات و... مشتاقان بسیاری داشت، به طوری که هر کس متاع فکری خود را به بازار علم و دانش عرضه می کرد.

دانشگاه بزرگ جعفری علیه السلام

امام صادق علیه السلام با توجه به فرصت مناسب سیاسی که به وجود آمده بود و با ملاحظه نیاز شدید جامعه و زمینه اجتماعی موجود، نهضت علمی و فرهنگی پدرش امام باقر علیه السلام را ادامه داد و حوزه وسیع علمی و دانشگاه بزرگی به وجود آورد و در رشته های مختلفِ علوم عقلی و نقلی آن روز، شاگردان بزرگ و برجسته ای همچون هشام بن حکم، محمدبن مسلم، اَبان بن تَغْلَب، هشام بن سالم، مؤمن طاق، مُفضّل بن عمر، جابر بن حیان و... تربیت کرد که تعداد آنها را بالغ بر چهار هزار نفر نوشته اند. گروهی از آنان، دارای آثار علمی و شاگردان متعددی بودند. برای نمونه، هشام بن حکم، 31 جلد کتاب نوشته و جابربن حیان نیز بیش از دویست کتاب در زمینه علوم گوناگون، به ویژه رشته های عقلی، طبیعی و شیمی تصنیف کرده که به همین دلیل، به عنوان پدر علم شیمی مشهورشده است.

وسعت دانشگاه امام صادق علیه السلام

امام صادق علیه السلام باتمام جریان های فکری و عقیدتی آن روز برخورد کرد و موضع اسلام و تشیع را در برابر آنها روشن ساخته، برتری بینش اسلام را ثابت نمود. پیشوایان مشهور اهل سنت، بدون واسطه یا با واسطه، شاگرد امام بوده اند. در رأس این پیشوایان، ابوحنیفه قرار دارد که دو سال شاگرد امام بوده است. خود او، این دو سال را پایه علوم و دانش خود معرفی می کند و می گوید: «اگر آن دو سال نبود، نُعمان هلاک می شد».

شاگردان امام از نقاط مختلف همچون کوفه، بصره، واسط، حجاز و امثال اینها و نیز از قبایل گوناگون بودند که به مکتب آن حضرت می پیوستند.

در وسعت دانشگاه امام همین قدر بس که حسن بن علی وَشّاء، که از شاگردان امام رضا علیه السلام و از محدثان بزرگ بود، می گفت: «در مسجد کوفه، نهصد نفر استاد حدیث مشاهده کردم که همگی از جعفر بن محمد علیه السلام حدیث نقل می کردند».

دانش آموختگان مکتب صادق علیه السلام

امام صادق علیه السلام هر یک از شاگردان خود را، در رشته ای که با ذوق و قریحه او سازگار بود، تشویق و تعلیم می نمود و در نتیجه، هر کدام از آنها، در یک یا دو رشته از علوم مانند حدیث، تفسیر، کلام و... تخصص پیدا می کردند. گاهی امام، دانشمندانی را که برای بحث و مناظره مراجعه می کردند، راهنمایی می کرد تا با یکی از شاگردان که در آن رشته تخصص داشت، مناظره کنند.

هشام بن سالم می گوید: روزی باگروهی از یاران امام صادق علیه السلام در محضر آن حضرت نشسته بودیم. یک نفر مرد شامی اجازه ورود خواست و پس از کسب اجازه، وارد مجلس شد. مرد شامی می خواست درباره کیفیت قرائت قرآن با امام مناظره کند. امام رو به حَمران کرد تا با او مناظره کند. مرد شامی درباره لغت و ادبیات عرب با اَبان بن تعلب، درباره کلام با مؤمن طاق و درباره فقه با زرارة بن اَعْیَن مناظره کرد و در تمامی مناظرات شکست خورد. با مشاهده این صحنه هیجان انگیز، از خوشحالی، خنده ای شیرین بر لبان امام نقش بست.

عظمت شاگردان امام صادق علیه السلام

یکی از شاگردان نمونه امام جعفر صادق علیه السلام هشام است. هشام، دانشمندی برجسته، متکلمی بزرگ، دارای بیانی شیرین و رسا، و در فن مناظره فوق العاده زبردست بود.

یکی دیگر از شاگردان آن حضرت، مؤمن طاق است که مناظرات او در دفاع از حقانیت شیعه امامی، معروف می باشد. مخالفان، از روی حسادت او را شیطان الطاق نامیدند. امام صادق علیه السلام درباره او فرمود: «محبوب ترین فرد نزد من، چه در حیات و چه در مَمات اوست». چهره ماندگار دیگر، اَبان بن تغلب است که از اصحاب امامان سجاد علیه السلام ، باقر علیه السلام و صادق علیه السلام به شمار می آید. وی بیشترین حدیث را از امام صادق علیه السلام روایت کرده است. امام صادق علیه السلام پس از وفات او فرمود: «خدا او را رحمت کند! به خدا سوگند، مرگ او قلب مرا متأثر کرد» و باز فرمود: «دوست دارم شیعیانی مثل ابان داشته باشم».

فعالیت های سیاسی امام صادق علیه السلام

برخلاف تصور عمومی، حرکت امام صادق علیه السلام ، تنها در زمینه های علمی خلاصه نمی شود؛ بلکه امام فعالیت سیاسی نیز داشت، ولی این بُعد حرکت امام، بر بسیاری از گویندگان و نویسندگان پوشیده مانده است.

امام علیه السلام به منظور تبلیغ جریان اصیل امامت، نمایندگانی به مناطق مختلف می فرستاد. از آن جمله، شخصی از اهل کوفه به نمایندگی از طرف امام علیه السلام به خراسان رفت و مردم را به ولایت او دعوت کرد. در این قضیه، فرستاده امام از اهل کوفه، منطقه مأموریت خراسان و محل اقامت امام علیه السلام مدینه است و این سه منطقه، وسعت حوزه فعالیت سیاسی امام علیه السلام را نشان می دهد.

خلفای معاصر حضرت صادق علیه السلام

امام صادق علیه السلام ، در سال 114 ق به امامت رسید. دوران امامت آن حضرت، مصادف با اواخر حکومت امویان که در سال 132 به عمر آن پایان داده شد و اوایل حکومت عباسیان بود. امام صادق علیه السلام از میان خلفای اموی، با افراد زیر معاصر بود: هشام بن عبدالملک، ولید بن یزید بن عبدالملک، یزید بن ولید بن عبدالملک، ابراهیم بن ولید بن عبدالملک و مروان بن محمد مشهور به مروان حمار. ازمیان خلفای عباسی نیز با عبداللّه بن محمد مشهور به سفاح و ابوجعفر مشهور به منصور دوانیقی معاصر بود.

امام صادق علیه السلام و منصور دوانیقی

منصور دوانیقی، دومین خلیفه عباسی، از تحرک و فعالیت سیاسی امام صادق علیه السلام سخت نگران بود و محبوبیت عمومی و عظمت علمی امام، همواره بر بیم و نگرانی او می افزود. به همین جهت، هر از چند گاهی امام علیه السلام رابه بغداد احضار می کرد و نقشه قتل او را می کشید، ولی هر بار، به نحوی خطر از وجود مقدس امام برطرف می گردید.

روزی منصور به امام صادق علیه السلام نوشت چرا مانند دیگران نزد ما نمی آیی؟ امام در پاسخ نوشت: ما از لحاظ دنیوی چیزی نداریم که به خاطر آن از تو بیمناک باشیم، و تو نیز از جهات اُخروی چیزی نداری که به خاطر آن به تو امیدوار گردیم. تو نه دارای نعمتی هستی که به خاطر آن به تو تبریک بگوییم و نه خود را در بلا و مصیبت می بینی که به تو تسلیت دهیم؛ پس چرا نزد تو بیاییم؟ منصور نوشت: بیایید ما را نصیحت کنید. امام پاسخ داد: اگر کسی اهل دنیا باشد، تو را نصیحت نمی کند و اگر هم اهل آخرت باشد، نزد تو نمی آید.

مبارزه با انحرافات عقیدتی

اولین قدم برجسته امام جعفر صادق علیه السلام برای جلوگیری از زوال مذهب شیعه، مخالفت با عقیده ای بود که گویا به تقلید از مسیحیان، بین شیعیان به وجود آمده بود. عده ای از شیعیان، فکر می کردند که در وجود پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و هر یک از ائمه علیهم السلام ، دو ماهیت وجود دارد: یکی ماهیت خدایی و دیگری ماهیت بشری. به عقیده آنها، سرشت پیشوایان شیعه، نیمی خدایی و نیمی آدمی است.

از نخستین روزی که امام صادق علیه السلام شروع به تدریس کرد، به شدت با این عقیده به مخالفت برخاست ؛ زیرا می دانست این عقیده، سبب تفرقه مذهب شیعه خواهد شد و بر اثر آن، شیعه ضعیف خواهد گردید و از بین خواهد رفت.

چرا شیعه جعفری علیه السلام ؟

جمع شدن چند امر، زمینه را مساعد ساخت تا امام ششم علیه السلام بتواند معارف اسلامی را نشر بدهد و دانش های به ارث مانده از رسول خدا صلی الله علیه و آله را منتشر کند:

1. دوران امامت و زعامت امام صادق علیه السلام ، به نسبت طولانی و بیش از سی سال بود و هر چند روزگار امامت جدش، امام زین العابدین علیه السلام ، فرزندش امام موسی بن جفعر علیه السلام و نواده اش امام علی النقی علیه السلام نیز از سی سال گذشت، ولی فرصت و موقعیتی که برای آن حضرت فراهم شد، برای آن بزرگواران پیش نیامد.

2. عصر امام صادق علیه السلام ، عصر شکوفایی فقه، کلام، مناظره و حدیث بود و در روزگار آن حضرت، بدعت ها، نوآوری ها و گمراهی ها نیز رواج پیدا کرده بود و این فرصتی شد تا امام، علم و دانش خویش را آشکار نموده و ریشه گمراهی ها را بخشکاند.

3. در زمان امامت حضرت صادق علیه السلام ، بنی هاشم در یک رفاه نسبی به سر می بردند که در دوران دیگر امامان، از آن خبری نبود.

عظمت علمی امام صادق علیه السلام

در مورد عظمت علمی امام صادق علیه السلام شواهد فراوانی وجود دارد و این مسئله مورد قبول دانشمندان شیعه و سنی است. فقیهان و دانشمندان بزرگ، در برابر عظمت علمی آن حضرت سر تعظیم فرود می آورند و برتری علمی او را می ستودند. ابوحنیفه، پیشوای مشهور فرقه حنفی می گفت: «من دانشمندتر از جعفر بن محمد علیه السلام ندیده ام». مالک، پیشوای فرقه مالکی می گفت: «مدتی نزد جعفر بن محمد علیه السلام رفت و آمد می کردم، او را همواره در یکی از سه حالت می دیدم یا نماز می خواند یا روزه بود و یا قرآن تلاوت می کرد و هرگز او را ندیدم که بدون وضو، حدیث نقل کند. در علم و عبادت و پرهیزکاری، هیچ چشمی برتر از جعفربن محمد ندیده و هیچ گوشی نشنیده و به قلب هیچ بشری خطور نکرده است».

علل برخی از بیماری ها

یکی از نظریه های علمی امام صادق علیه السلام انتقال بیماری از راه نور است. امام صادق علیه السلام می فرمود: برخی از نورها اگر از یک بیمار به شخص سالم بتابد، ممکن است که شخص سالم را بیمار کند. دانشمندان، این نظریه را در شمار خرافات می دانستند تا اینکه تحقیقات علمی جدید، ثابت کرد که این نظریه حقیقت دارد. نخستین بار، در اتحاد جماهیر شوروی، پس از بیست سال آزمایش، این فرضیه اثبات شد. از آزمایش های گوناگون آنها، این نتیجه به دست آمد که هر یک از سلول های بدن، مانند یک فرستنده و گیرنده عمل می کنند که اشعه و نور می فرستد و همچنین تحت تأثیر نور نیز قرار می گیرد، و نورها را ضبط می کند. حال اگر اشعه ای که ضبط می کند، از نوع ماورای بنفش باشد که از یک سلول بیمار ساطع می شود، سلول سالم که آن اشعه را دریافت می نماید نیز بیمار خواهد شد.

توصیه به مادران

امام صادق علیه السلام ، به مادران توصیه می کند که کودکان شیرخوار خود را در طرف چپ بخوابانند. این توصیه، قرن ها چون یک سفارش زائد یا بی مورد جلوه می کرد و علتش این بود که هیچ کس به فایده آن پی نمی برد و بعضی هم به کار بستن آن را خطرناک می دانستند و فکر می کردند اگر طفل شیرخوار را در طرف مادر بخوابانند، ممکن است مادر هنگام خواب بغلطد و طفل را زیر تنه خود خفه کند.

براساس آزمایش های مکرر دانشمندان عادتی که جنین، قبل از تولد به شنیدن صدای قلب مادر دارد، طوری در وی نافذ می شود که بعد از تولد، اگر ضربان قلب او را نشنود، احساس اضطراب می نماید و به همین جهت، وقتی نوزاد را در طرف چپ مادر می خوابانند، چون صدای ضربان قلب مادر را می شنود، آرام می گیرد؛ ولی چون در طرف راست آن صدا به گوشش نمی رسد، مضطرب می شود.

سیره و اخلاق حضرت صادق علیه السلام مهمان نوازی حضرت

امام صادق علیه السلام هنگامی که یارانش را مهمان می کرد، برایشان سفره می گستراند و بهترین و پاکیزه ترین غذاها را آماده می ساخت. ایشان، آن قدر علاقه مند به مهمان بودند که وقتی مهمانان بار سفر می بستند، از کمک و یاری در بستن با روبنه به ایشان خودداری می کرد؛ چنانکه درباره جماعتی که میهمان ایشان بودند، چنین کرد و حتی به غلامان و خدمتکارانش هم دستور داد که در جمع کردن اثاث، آنان را کمک ننمایند و در پاسخ آنان که گفتند: ای فرزند رسول خدا، میهمان نوازی شایان کردید و هدیه زیاد دادید، اما چرا به غلامان و خدمتکاران فرمودید که در بستن اثاث به ما کمک نکنند، فرمود: «ما خانواده ای هستیم که به دلیل علاقه به مهمان در رفتن کمکشان نمی کنیم».

بخشش امام صادق علیه السلام

روزی امام صادق علیه السلام مبلغ چهارصد درهم به بینوایی داد و او آن مبلغ را گرفت و سپاس گویان رفت. امام به خدمتکارش فرمود که آن بینوا را دوباره پیش امام بیاورد. مرد بینوا عرضه داشت: ای سرور من، از شما کمک خواستم، شما هم دادید حال، دوباره مرا برای چه خواسته اید؟ امام علیه السلام فرمود:«رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: بهترین صدقه و بخشش آن است که طرف را بی نیاز کند. ما آن قدر نداریم که تو کاملاً غنی و بی نیاز گردی. بیا، این نگین انگشتری راهم بگیر و دقت کن که برای آن ده هزار درهم قیمت گذاشته شده است. اگر روزی نیاز پیدا کردی آن رابه همین قیمت بفروش».

کمک های پنهانی

حضرت صادق علیه السلام به بخشش های پنهانی اقدام می فرمود و با مردم مدینه چنین رفتار می کرد. روزی امام صادق علیه السلام کیسه پولی را به ابوجعفر که یکی از شاگردان و اصحاب مورد وثوق او بود، داد و دستور داد که آن را به یکی از بنی هاشم بدهد و تأکید کرد که این امر، پنهانی صورت گیرد و او نداند که از طرف امام است. هنگامی که ابوجعفر کیسه پول را به آن مرد هاشمی داد، او دست به دعا بلند کرد و گفت: «خداوندا، به این مرد احسان کننده پاداش خیر بده که گاه گاهی پولی برای ما می فرستد و ما بدین وسیله، زندگی مان را سر و سامان می دهیم، امام جعفربن محمد علیه السلام ، باوجود آن همه ثروت و دارایی که دارد، چیزی برای ما نمی فرستد».

حلم و نرم خویی پیشوای ششم علیه السلام

روزی یکی از حاجیان و زائران خانه خدا که در مدینه به سر می برد، در جایی خوابش برد و وقتی بیدار شد، پنداشت که همیان و کیسه پول او را دزدیده اند. به راه افتاد و امام صادق علیه السلام را دید که نماز می خواند، ولی نشناخت که او امام صادق علیه السلام است و با ایشان درگیر شد که کیسه پول را تو برداشته ای. امام که وضع را چنین دید، پرسید چقدر پول در کیسه داشتی؟ مرد پاسخ داد: هزار دینار. امام او را همراه خود به خانه برد و هزار دینار طلا وزن کرد و به او تحویل داد. آن مرد به خانه برگشت و از قضا کیسه پول هم پیدا شد. مرد نزد امام آمد و پوزش خواست و پول را پیش امام نهاد، اما امام از پس گرفتن آن خودداری فرمود و گفت: چیزی که از دست ما بیرون رود، دوباره نباید به دست ما برگردد. او از اطرافیان پرسید که این شخص کیست؟ پاسخ شنید که او جعفربن محمد علیه السلام است. آن مرد پس از اینکه امام را شناخت گفت: حقّا که شخصی چون جعفرصادق علیه السلام ، رفتاری این گونه باید داشته باشد.

عبادت و بندگی امام صادق علیه السلام

ابن طلحه می نویسد: امام جعفر صادق علیه السلام صاحب دانش های فراوان بود و عبادت های زیاد انجام می داد و ذکرها و وردهای پی در پی می خواند. او اوقات خویش را به انواع عبادات و نیایش ها تقسیم می کرد.

ابونعیم اصفهانی در حلیة الاولیاء می نویسد: او به عبادت و پرستش خدا رو آورده و در برابر خدا، خاضع و خاشع و از ریاست، روی گردان بود.

مالک بن انس می گوید: جعفربن محمد علیه السلام در یکی از سه حال بود: روزه، نماز و ذکر. او از عابدان بزرگ و زاهدان سترگ بود که از خدا خشیت دارند. یک سال در سفر حج با او همراه بودم، هنگامی که پس از بستن احرام بر مرکب خویش قرار گرفت، تا می خواست لبیک گوید، صدایش می برید و نزدیک بود که از مرکب پایین افتاد.

این عبادت های بدنی حضرت بود ولی عبادت های دیگر آن حضرت، مثل نشر دانش، تعلیم و تربیت، ارشاد و اصلاح جامعه نیز بر کسی پنهان نیست.

زهد امام صادق علیه السلام

امام صادق علیه السلام برای مهمانانش گوشت آماده می فرمود، ولی خود غذایی ساده از سرکه و زیتون تناول می فرمود و می گفت: «این، خوراکِ ما و خوراک پیامبران است». روزی سفیان ثُوری بر امام صادق علیه السلام وارد شد و مشاهده کرد که امام لباسی زیبا از خز بر تن دارد. سفیان به عنوان اعتراض به امام گفت: شما چگونه این لباس را پوشیده اید، در حالی که از خاندان نبوت هستید؟ امام به او فرمود: تو چه می دانی؟ دستت را دراز کن. سفیان دستش بر لباسی بافته شده از موی زبر و خشن خورد. آن گاه امام فرمود: ای ثوری، تو لباس زیرین خود را نشان ده. پس همگان دیدند که او در زیر لباسش، جامه ای نازک و نرم و سفیدتر از سفیده تخم مرغ بر تن دارد. سفیان خجالت زده شد، آن گاه امام صادق علیه السلام خطاب به وی فرمودند: ای سفیان، زیاد نزد ما نیا که زیان می بینی و ما نیز از وجود تو خیری نمی بینیم.

گرامی ترین بندگان

از امام صادق علیه السلام سؤال شد گرامی ترین بندگان نزد خداکیست؟ امام فرمودند: «کسی که بیشتر از همه به یاد خدا باشد و در عبادت بیشتر از همه عمل کند». سؤال شد: چه کسی مبغوض ترین بندگان نزد خداست؟ حضرت فرمود: «کسی که خدا را متهم کند و او کسی است که استخاره بگیرد و با خدا مشورت کند و خدا چیزی را که او کراهت دارد، برایش انتخاب کند و او ناراحت و خشمگین شود. همچنین مبغوض ترین بندگان کسی است که از خدا شکایت کند و آن شخص کسی است که هر گاه مبتلا به مشکل یا مصیبتی شود، بیش از اندازه از آن شکایت کند. همچنین کسی مبغوض درگاه الهی است که هرگاه به او عطا شود، تشکر نکند و هر گاه مبتلا شود، صبر نکند». سپس فرمودند: «گرامی ترین مخلوق نزد خدا کسی است که هر گاه به او چیزی عطا شود، شکرگزار باشد و هر گاه گرفتار شود، صبر کند».

قدرت خدا

ابوبصیر می گوید: از امام صادق علیه السلام سؤال کردم: به چه علت خدای عزو جل، آدم علیه السلام را بدون پدر و مادر، و عیسی علیه السلام را بدون پدر، ولی دیگر مردمان را از پدر و مادر آفرید؟ حضرت فرمودند: تا مردم کمال قدرت خدا را ببینند و بدانند خداوند می تواند انسانی را بدون پدر یا بدون پدر و مادر بیافریند. نیز خدا این کار را کرد تا همگان بدانند خدا بر همه چیز توانا و قادر است.

برنامه قتل

منصور، خلیفه عباسی، بارها امام صادق علیه السلام را نزد خود می آورد، ولی هر بار که تصمیم به کشتن حضرت می گرفت، در انجام نیت شوم و پلیدخویش موفق نمی شد. اما او که نمی توانست پیشرفت و محبوبیت امام را ببیند، طرح قتل ایشان را از راه مسموم کردن تهیه کرد. بنی عباس درس مسموم کردن را به خوبی از بنی امیه آموخته بودند. منصور توسط والی خود در مدینه، امام را در 65 سالگی به وسیله انگورِ زهرآلود به شهادت رساند و بعد حیله گرانه به گریه و زاری و عزاداری پرداخت.

پس از شهادت

امام کاظم علیه السلام پدر بزرگوار خویش را پس از شهادت، در میان دو تکه پارچه سفید اِحرام، به اضافه پیراهنی که یادگار جدش علی بن الحسین علیه السلام بود و نیز جامه ای که آن را به چهل دینار خرید، پیچید و به خاک سپرد. «امام کاظم علیه السلام ، همچنین دستور داد چراغ اتاقی را که پدرش در آن می زیست، همچنان روشن نگه دارند و این چراغ تا امام کاظم علیه السلام در مدینه بود، همه شب روشن بود تا اینکه آن حضرت به عراق احضار شد. پیش از این نیز امام صادق علیه السلام ، چراغ اتاق پدرش، امام باقر علیه السلام را روشن نگه می داشت و یاد و خاطره اش را گرامی داشت.

/ 0 نظر / 16 بازدید