اربعین حسینی

باران ذکر مرثیه از سر شروع شد

ذکر عزیز حضرت مادر شروع شد

یک چله از شروع غم عرشیان گذشت

باز التهاب قلب پیمبر شروع شد

وقتی رسید نوبت صبر و قرار دل

آنجا دوباره روضه ی خواهر شروع شد

 واعظ توان خواندن مقتل نداشت و

 «مداحی از کناره ی منبر شروع» شد

وقتی که دید قد کمان رقیه را

بی اختیار روضه ی مادر شروع شد

در کوچه های سینه زنی ذکر یاحسین

بعد از حدیث واقعه در شروع شد

می خواند روضه خوان غم بانوی عالمین

مرثیه های لاله ی پرپر شروع شد...

«این شورشی که در همه خلق عالم است»

از عمق چاه فاتح خیبر شروع شد

در آن میان صدای غریب عروسکی

می گفت: آه... روضه ی دختر شروع شد

آمد صدای گریه ی نوزاد شیرخوار

گویا عزای حنجر اصغر شروع شد

به به ببین چه قد بلند و کشیده ای

آری نوای نوحه ی اکبر شروع شد

...

ای وای من قلم به خدا مانده از نفس

باران ذکر مرثیه از سر شروع شد

/ 1 نظر / 9 بازدید
سلام

سلام به تو بيا تو فارم فا دات کام به پرو فايل من هم توش سر بزم مهســـــــــا منتظرم